مرزبان نامه – قسمت 14

سلام،صبح بخیر و نیکنامی بدانک هر چند تو با جهان عقدی سخت تر بندی، او آسان تر فرو می گشاید و چندانک درو بیشتر می پیوندی او از تو بیشتر می گسلد جهان ترا ودیعت داریست که جمع آوردۂ ترا بر دیگران تفرقه میکند و ثمرۂ درختی که تو نشانی، بدیگران میدهد و هر بساط… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 14

مرزبان نامه – قسمت 13

سلام،بامدادان نیکو مقّدرِ اقوات و مدبّرِ اوقات، قوت را علّت زندگانی کردست و هرگز معلول از علّت جدا نگردد.پس چون روشن شد که زندگانیِ کس بی قوت نتواند بود، جهان را چه سازی که خود ساختست جهاندار ازین کار پرداختست (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور مقدّرِ اقوات = بخش کننده روزیها و قوتها

مرزبان نامه – قسمت 12

سلام ،صبح بخیر و خوشی اَمَل دامِ دیوست، از دانۂ او نگر تا خود را نگاه داری که هزار طاوسِ خرد و همایِ همّت را بصفیرِ وسوسه از شاخسارِ قناعت در کشیدست واز اوجِ هوایِ استغنا بزیر آورده و بستۂ بندِ خویش گردانیده که هرگز رهائی نیافتند و گفته‌اند: چون شکم سیر باشد غمِ گرسنگی… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 12

مرزبان نامه – قسمت 11

سلام، صبح بخیر و نیکی نفس را دو شاگردِ ناهموارند حرص و شهوت نام، یکی:شکم خواری، دردکشی و یکی: رعنائی، خود آرائی. اگر همه روز در چهارخانۂ عناصر ابای آرزوهایِ آن سازند، خورد و سیری نداند و اگر همه عمر در هفت کارگاهِ افلاک لباسِ رعونت این بافند،پوشد و هنوز زیادت خواهد،پس عنانِ اختیار هر… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 11

مرزبان نامه – قسمت 10

سلام،صبح بخیر و نیکبختی صدمۂ هادِمُاللّذّات چون در رسد،کاشانۂ کیان و کاخِ خسروان همچنان در گرداند که کومۂ بیوه زنان و با قصرِ قیصر همان تواند کرد که کلاتۂ گدایان و داهیۂ مرگ را چون هنگامِ حلول آید، راه بدان عمارتِ عالی معتبر همچنان یابد که بدان خرابۂ مختصر و زوال و فنا بساحت و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 10

مرزبان نامه – قسمت 9

سلام صبح روز آدینه بخیر و نیکی (دهقان دانا با پسر خود) ای پسر،مال بتبذیر مخور تا عاقبت تشویر نخوری و دوست بهنجار و اختیارِ عقل گزین تا دشمن رویِ عاقلان نشوی و رنج بتحصیلِ دانش بر تا روزگارت بیهوده صرف نشود که دنیا قاذوره ایست در این قارورۂ شفاف گرفته.اگر کسی بچشمِ راست بین… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 9

مرزبان نامه – قسمت 8

سلام ، صبح بخیر و نیکی سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی،و بردبار شو تا ایمن شوی و داد از خویشتن بده تا داورت بکار نیاید و از خود بهر آنچ کنی،راضی مشو تا مردمت دشمن نگیرند،و باددستی و تبذیر از جود و سخا مشمر،و بخل و امساک از کدخدائی مدان و عدالت میانِ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 8

مرزبان نامه – قسمت 7

سلام، صبحگاهان نیکو گفته اند:قوی حالی که جرأتش نیست و خوب روئی که ملاحت ندارد و شجاعی که با خصم نیاویزد و توانگری که جود نورزد و دانائی که مقام تحرّز نشناسد و صاحب نسبی که بحسب فرهنگ آراسته نباشد،بهیچ کار نیاید. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور سربلند و برقرار باشی. تحرّز=خویشتن داری حَسَب=فضیلت اکتسابی

مرزبان نامه – قسمت 6

سلام صبح بخیر و نیکی پادشاه دانا آنست که قاعدۂ بیم و اومید رعیّت ممهّد دارد تا گنه کار همیشه با هراس باشد و پاس احوال خود بدارد و مواضعِ سخطِ پادشاه مراقبت کند و نیکوکار باومید مجازاتِ خیر پیوسته طریق نیکو خدمتی و صدق هواخواهی سپرد و نجحِ مساعیِ خود در تقدیمِ مراضیِ پادشاه… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 6

مرزبان نامه – قسمت 5

سلام،بامدادان نیکو آنک خویشتن را دین دار نماید و ترویج بازار خود جوید، امّا از آن کند که اسباب معیشت او ناساخته باشد و از هیچ وجه میان وجوه و اعیان مردم بوجاهت مذکور و منظور نبود،پس لباس تشنّع را دام مراد خود سازد و اِمّا آنک بر جریدۂ اعمالِ خود جریمۂ بیند و بر… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 5