سلام صبح بخیر و نیکی
پادشاه دانا آنست که قاعدۂ بیم و اومید رعیّت ممهّد دارد تا گنه کار همیشه با هراس باشد و پاس احوال خود بدارد و مواضعِ سخطِ پادشاه مراقبت کند و نیکوکار باومید مجازاتِ خیر پیوسته طریق نیکو خدمتی و صدق هواخواهی سپرد و نجحِ مساعیِ خود در تقدیمِ مراضیِ پادشاه شناسد وراعیِ خلق همواره باید که بارّۂ درودگران ماند که سوی خود و سوی رعیّت براستی رود تا چنانک ازیشان منفعتِ مال با خود تراشد،درِ مجاملت و مساهلت نیز از خود بریشان گشاده دارد و این معنی حقیقت داند(که)
از رعیّت شهی که مایه ربود
بن دیوار کند و بام اندود
شاه را از رعیّتست اسباب
کام دریا زجوی جوید آب
ملک ویران و گنج آبادان
نبود جز طریقِ بیدادان
(مرزبان نامه) علی اکبر هنرور
اومید= امید
ممهّد= گسترده و آماده شده
سخط= خشم و ناخشنودی
نُجْح= پیروزی
مراضی=خشنودی ها
راعی= شبان و پاسبان
باره=دفعه ، تحفه و ارمغان
براستی رود= بیک اندازه پیماید
در مجاملت مساهلت=باب نکورفتاری و آسان گیری.