سلام،صبح بخیر و نیکی هر اساس که نه بر راستی نهی ،پایدار نماند و بدانک محلِ صدق دو چیزست: یکی گفتار ، دوم کردار.صدقِ گفتار آن بود که اگر چیزی گوئی ، از عهدۂ آن بیرون توانی آمد و راستی کردار آنک از قاعدۂ اعتدال نگذرد و بدانک اعتدال نه مساواتست در مقادیر هر چیز… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 43
دسته: مرزبان نامه
مرزبان نامه – قسمت 44
سلام،صبح بخیر و نیکی گفتهاند: سه گناه عظیمست که الّا رکاکتِ عقل و سماجتِ خلق و سخافتِ رأی نفرماید یکی خون ریختنِ بیگناه، دوم مال کسان طلبیدن بی حق، سیوم هدمِ خانۂ قدیم خواستن؛و از این هر سه تعرّضِ خانۂ قدیم مذموم تر،چه آن دو قسم دیگر از گناه، اگر نیک تأمّل کنی، درو مندرج… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 44
مرزبان نامه – قسمت 45
سلام،صبح بخیر و نیکبختی هرک منفعتِ خویش در مضرّت دیگران جوید، او را از آن منفعت اگر حاصل شود، تمتّعی نباشد و اگر نشود، بستمگاری بد نام شود و آنک سزاوارِ نیکی و کام یابی همه خود را بیند، هرآینه بروزِ بدی و ناکامی افتد و پادشاهِ دانا آنست که چون خرج فزون از دخل… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 45
مرزبان نامه – قسمت 46
سلام صبح بخیر و سلامتی مرد مقلّ حال را بوقتِ گفتار، اگر خود دُرّ چکاند ، بسیار گوی شمرند و فضایل و رذایلِ او را منکر دانند و اگر وقتی مروّتی بکار دارد، باد دستش خوانند و اگر امتناعی نماید، بخیل واگر مراعاتی نماید ، سپاس ندارند و اگر مواساتی ورزد، مقبول نیفتد. اگر حلیم… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 46
مرزبان نامه – قسمت 47
سلام،صبح بخیر و نیکبختی از لوازمِ استعدادِ پادشاهی اول نسبی طاهرست که اگر ندارد، هرچ ازو آید ،بنوعی از نقصان آلوده باشد، چه هرگز از منبتِ سیر و راسن سرو و یاسمن نروید و از مغرسِ خیزران خیری و ضیمران بر نیاید،پادشاهی کاری بزرگست و باوجِ معالی آن ببالِ همّت عالی توان پرید لاغیر. (… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 47
مرزبان نامه – قسمت 48
سلام صبح بخیر و شادکامی سه چیزست که اگرچ حقیر باشد، آنرا استحقار نشاید کرد ، بیماری و وام و دشمن.بیماری اگر چ در آغاز سهل نماید ، چون در مداواتِ آن اهمال رود ، مزمن شود و وام اگرچ اندک باشد ، چون متراکم گردد ، مکنت بسیار از ادایِ آن قاصر آید و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 48
مرزبان نامه – قسمت 49
سلام بامدادان نیکو و خوش خنک کسی که مرغِ اندیشۂ او بیضۂ طمع و اگر خود زرّین یا سیمین باشد ، ننهد و نقشِ سپیدی و زردیِ آن بیضه بر بیاضِ دیده و سوادِ دل نزند و چون از پردۂ فریب روی بنماید، آستینِ استنکاف بر روی گیرد،یا بیضاء ابیضی و یا صفراء اصفری و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 49
مرزبان نامه – قسمت 50
سلام صبح بخیر و سلامتی کدام سر که در چنبرِ سیم نمی اید یا کدام گردن که از طوقِ زر بیرونست. زرست که ازارِعصمت از گریبانِ جانِ مردم می گشاید، سیمست که سمتِ جهالت بر ناصیۂ عقل آدمیزاد می نهد.حرص بدین دو مشت خاکِ رنگین دیدۂ دانش را کور میتواند کرد، آز بدین دوپارۂ سنگ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 50
مرزبان نامه – قسمت 51
سلام صبح بخیر و نیکی راز با مرد ساده دل و بسیار گوی و پراکنده صحبت مگوی که این طایفه از مردم بر تحفّظ و کتمانِ آن قادر نباشند، مبادا که ناگاه از وعایِ خاطرِ او ترشّحی پدید آید و زبان که سفیرِ ضمیرست بی دستوری او کلمۂ که نباید گفتن،بگوید وسببِ هلاک قومی گردد.… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 51
مرزبان نامه – قسمت 52
سلام صبح بخیر و نیکی این معنی روشنست که علمِ شطرنج دانشوران و هنرپیشگانِ هندوستان نهادهاند و موجبِ اشتهارِ شطرنج که در اقطارِ بسیطِ عالم ذکرِ آن همه جای گستردهاند،آنست که واضعِ آن عمل بأسرارِ جبر و قَدَر سخت بینا بودست واز کارِ تقدیرِ آفریدگار و تدبیرِ آفریدگان آگاه،آنرا بنهاد و در نهادنِ آن فرا… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 52