مرزبان نامه – قسمت 47

سلام،صبح بخیر و نیکبختی از لوازمِ استعدادِ پادشاهی اول نسبی طاهرست که اگر ندارد، هرچ ازو آید ،بنوعی از نقصان آلوده باشد، چه هرگز از منبتِ سیر و راسن سرو و یاسمن نروید و از مغرسِ خیزران خیری و ضیمران بر نیاید،پادشاهی کاری بزرگست و باوجِ معالی آن ببالِ همّت عالی توان پرید لاغیر. (… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 47

مرزبان نامه – قسمت 48

سلام صبح بخیر و شادکامی سه چیزست که اگرچ حقیر باشد، آنرا استحقار نشاید کرد ، بیماری و وام و دشمن.بیماری اگر چ در آغاز سهل نماید ، چون در مداواتِ آن اهمال رود ، مزمن شود و وام اگرچ اندک باشد ، چون متراکم گردد ، مکنت بسیار از ادایِ آن قاصر آید و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 48

مرزبان نامه – قسمت 49

سلام بامدادان نیکو و خوش خنک کسی که مرغِ اندیشۂ او بیضۂ طمع و اگر خود زرّین یا سیمین باشد ، ننهد و نقشِ سپیدی و زردیِ آن بیضه بر بیاضِ دیده و سوادِ دل نزند و چون از پردۂ فریب روی بنماید، آستینِ استنکاف بر روی گیرد،یا بیضاء ابیضی و یا صفراء اصفری و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 49

مرزبان نامه – قسمت 50

سلام صبح بخیر و سلامتی کدام سر که در چنبرِ سیم نمی اید یا کدام گردن که از طوقِ زر بیرونست. زرست که ازارِعصمت از گریبانِ جانِ مردم می گشاید، سیمست که سمتِ جهالت بر ناصیۂ عقل آدمیزاد می نهد.حرص بدین دو مشت خاکِ رنگین دیدۂ دانش را کور می‌تواند کرد، آز بدین دوپارۂ سنگ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 50

مرزبان نامه – قسمت 35

صبح بخیر و سلامتی از شکستۂ خود مومیائی دریغ نمی باید داشت و افکندۂ خود را برباید داشت که این رسم سنّتِ کرامست و برایشان زینهار خوردن عادتِ بدان.دست بی مسامحتی بهرک برسد ، رسانیدن و پای بی مجاملتی بر گردنِ هرک توان نهادن جز کارِ مردم سبک سایه و طبع فرومایه و نهاد آلوده… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 35

مرزبان نامه – قسمت 36

سلام،صبح بخیر و نیکبختی بهر بدی که روزگار بروی دوستان آرد ، از دوست بریدن و پشت بر کار او کردن از قضیّتِ مکارم و سجیّتِ اکارم دور افتد؛ بلک در حالتِ شدّت و رخا و خیبت و رجا باید که یکی باشد. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور قضیّت مکارم= حکم جوانمردی و بزرگواری سجیّت=خو… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 36

مرزبان نامه – قسمت 21

سلام،صبح بخیر و نیکی دو چیز بر یک حال پاینده نماند یکی دولت در طالع، دوم جان در تن که هر دو را غایتی معلوم و امدی معیّنست و چنانک بر وفقِ مذهب تناسخ روح از قالبی که محلِ او باشد، بقالبی دیگر حلول کند، دولت(نیز از طالعی) که ملایمِ او باشد بطالعی دیگر انتقال… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 21

مرزبان نامه – قسمت 37

سلام، صبح بخیر و شادکامی هرک بخود آرائی و استبداد زندگانی کند و روی از استمدادِ مشاورتِ مشفقانِ ناصح و رفیقانِ صالح بگرداند، روزگار جز ناکامی پیشِ او نیاورد. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور

مرزبان نامه – قسمت 22

سلام و صد درود،صبح بخیر و شادکامی اگر آز نبودی و دیدۂ بصیرتِ آدمی را بحجابِ آن از دیدنِ عواقب کارها مکفوف نداشتندی، کس از جهانیان غمِ فردا نخوردی و هیچ آدمی بر آن میوۂ که مذاقِ حال باومیدِ دریافتِ طعمِ آن خوش دارد، هرگز نهالی بزمین فرونبردی و برای قوتی که در مستقبلِ حالّ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 22

مرزبان نامه – قسمت 38

سلام، صبح بخیر و نیکی هرک زیادت از حاجت طلبد، خود را بندۂ آز و خشم می‌کند و این هر دو خصم چون بر مرد چیرگی یافتند، دفعِ ایشان دشوار دست دهد و مردمِ نادان ندانسته اند که عمل خانۂ امل ایشان چون قبۂ حباب و سدّۂ سحاب بنیاد بر باد و آب دارد ،… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 38