کلیله و دمنه – قسمت 124

سلام ، صبح بخیر و سلامتی مخدوم در چشم سه طایفه سبک نماید: بندۂ فراخ سخن که ادبِ مفاوضتِ مخدومان نداند و گاه و بیگاه در خاست و نشست و چاشت و شام با ایشان برابر باشد، و مخدوم هم مزاح دوست و فحّاش ، و از رفعتِ منزلت و نخوتِ سیاست بی بَهْر ،… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 124

کلیله و دمنه – قسمت 109

سلام صبح بخیر و سلامتی داشت زالی برُوستای چکاو مَهْسِتی نام دختری و دو گاو نو عروسی چو سروِ تر بالان گشت روزی ز چشم بد نالان گشت بَدرش چو ماهِ نوباریک شد جهان پیش پیرزن تاریک دلش آتش گرفت و سوخت جگر که نیازی چنو نداشت دگر از قضا گاوِ زالک از پی خَورد… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 109

کلیله و دمنه – قسمت 125

سلام صبح بخیر و شادکامی سه تن بر خود گمانِ مهارت دارند و هنوز در مقام جهالت باشند:مطربی نوآموز که هر چند کوشد زخمۂ او و الحانِ یاران نسازد و نیامیزد،و تمزیج زیر و بم، برابر، در صعود و نزول نشناسد؛ و نقّاشِ بی تجربت که دعوی صورت گری پیوندد و رنگ آمیزی نداند؛ و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 125

کلیله و دمنه – قسمت 110

سلام،صبح بخیر و سلامتی. از تقریبِ هشت کس حذر واجب است:اوّل آنکه نعمتِ منعمان را سبک دارد و کفرانِ آن سبک دست دهد،دُوم آنکه بی مُوجبی درخشم شود،سوم آنکه بعُمرِ دراز مغرور باشد و خود را از رعایتِ حقوق ْ بی نیاز پندارد،چهارم آنکه راهِ قطیعت وغدر پیشِ او گشاده و سهل نماید،وپنجم آنکه بنای… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 110

کلیله و دمنه – قسمت 126

سلام روز عید غدیر بخیر و شادکامی چهار کس را اهلیّتِ اعتماد نتواند بود: دزدی مُقتحِم؛ حشم سِتَنْبَه؛ فحّاشِ آزَرده؛ اندک عقلی نادان. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشی. مقتحم= بی پروا ، کسی که بدون اندیشه به کاری خطرناک اقدام کند حشم= خویشان ، خدمتگزاران ستنبه= تنومند ، بد هیبت

کلیله و دمنه – قسمت 111

سلام صبح بخیر و شادکامی هر که پنج خصلت را بِضاعت و سرمایۂ عمرِ خویش سازد بهَر جانب که روی نهد اغراض پیشِ او متعذّر نگردد و مُرافقتِ رفیقان ممتنع نباشد و وَحشَتِ غُربتْ او را بمؤانست بَدل گردد: از بد کرداری باز بودن ، و از رِیبت و خطر پَهلو تهی کردن ، و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 111

کلیله و دمنه – قسمت 127

سلام صبح بخیر و نیکی چهار تن همه نیکی ها را گم نمایند:آنکه جور و تهوّر را فضیلت شمرد؛و آنکه به رای خویش مُعْجَب باشد؛و آنکه با دزدان إِلفْ گیرد؛ و آنکه زود در خشم شود و دیر برضا گراید. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی تهوّر= بی باکی مُعْجَب=کسی که… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 127

کلیله و دمنه – قسمت 112

سلام صبح بخیر و نیکی در مذهبِ خرد قبول عذرِ اربابِ حِقد محظور است و طلبِ صلح اصحابِ عداوت حرام، زیرا که در آن خطرِ بزرگست و جان بازی نَدَبی گران، تا حریف ظریف و کعبتین راست و مُجاهِز أَمین نباشد در آن شروع نشاید پیوست، ونیز صورت نبندد که خصم موجباتِ وحشت فروگذارَد و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 112

کلیله و دمنه – قسمت 113

سلام صبح بخیر و نیکی حِقد و آزار در اصل مخوفست، خاصّه که اندر ضمائرِ ملوک ممکَّن گردد، که پادشاهْ در مذهبِ تشفّی صُلب باشد ودینِ انتقام غالی، تأویل و رخصت را البتّه در حوالیِ سُخْط و کراهیت راه ندهند، و فرصتِ مجازات رافرضی متعیّن شمرند، و امضای عزیمت را در تدارکِ زَلّتِ جانیان و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 113

کلیله و دمنه – قسمت 114

سلام صبح آدینه بخیر و شادکامی نشاید که پادشاه تغیّرِ مزاج خویش بی یقینی صادق با اهلِ ثِقَت و امانت روا دارد، لکن باید که در مجالِ حلم و.بسطتِ علم او همه چیز گنجان باشد و سوابقِ خدمتگارانْ نیکو پیشِ چشم دارد و مساعی ومآثرِ ایشان بر صحیفۂ دل بنگارد و آن را ضایع و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 114