سلام صبح بخیر و نیکی
حِقد و آزار در اصل مخوفست، خاصّه که اندر ضمائرِ ملوک ممکَّن گردد، که پادشاهْ در مذهبِ تشفّی صُلب باشد ودینِ انتقام غالی، تأویل و رخصت را البتّه در حوالیِ سُخْط و کراهیت راه ندهند، و فرصتِ مجازات رافرضی متعیّن شمرند، و امضای عزیمت را در تدارکِ زَلّتِ جانیان و تلافیِ سَهوِ مُفسدان فخرِ بزرگ و ذُخرِ نافع؛و اگر کسی بخلافِ این چشم دارد زرد روی شود که فلکْ در این هوس دیده سپید کرد و در این تگاپویْ پشتْ گوژ، و بدین مراد نتوانست رسید.
(کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور.
سربلند و سرفراز باشی.
حقد = کینه ورزی،عناد
تشفّی= شفا یافتن، آرامش
صُلب = بردبار، صبور
غالی = غلو کننده، گرانبها
تأویل= تفسیر کردن،بیان کردن،شرح و بیان
رخصت= دستور، اجازه
سخط= خشم گرفتن
کراهیت= نفرت،بی میلی
متعیّن = آشکار، محقق، ثابت
زَلّت = خطا ، لغزش
ذُخر = ذخیره برای روز مبادا
امضاء =گردانیدن ، جایز شمردن، نام خود را زیر نوشته ای نوشتن
عزیمت = قصد کردن