کلیله و دمنه – قسمت 114

سلام صبح آدینه بخیر و شادکامی نشاید که پادشاه تغیّرِ مزاج خویش بی یقینی صادق با اهلِ ثِقَت و امانت روا دارد، لکن باید که در مجالِ حلم و.بسطتِ علم او همه چیز گنجان باشد و سوابقِ خدمتگارانْ نیکو پیشِ چشم دارد و مساعی ومآثرِ ایشان بر صحیفۂ دل بنگارد و آن را ضایع و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 114

کلیله و دمنه – قسمت 113

سلام صبح بخیر و نیکی حِقد و آزار در اصل مخوفست، خاصّه که اندر ضمائرِ ملوک ممکَّن گردد، که پادشاهْ در مذهبِ تشفّی صُلب باشد ودینِ انتقام غالی، تأویل و رخصت را البتّه در حوالیِ سُخْط و کراهیت راه ندهند، و فرصتِ مجازات رافرضی متعیّن شمرند، و امضای عزیمت را در تدارکِ زَلّتِ جانیان و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 113

کلیله و دمنه – قسمت 112

سلام صبح بخیر و نیکی در مذهبِ خرد قبول عذرِ اربابِ حِقد محظور است و طلبِ صلح اصحابِ عداوت حرام، زیرا که در آن خطرِ بزرگست و جان بازی نَدَبی گران، تا حریف ظریف و کعبتین راست و مُجاهِز أَمین نباشد در آن شروع نشاید پیوست، ونیز صورت نبندد که خصم موجباتِ وحشت فروگذارَد و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 112

کلیله و دمنه – قسمت 110

سلام،صبح بخیر و سلامتی. از تقریبِ هشت کس حذر واجب است:اوّل آنکه نعمتِ منعمان را سبک دارد و کفرانِ آن سبک دست دهد،دُوم آنکه بی مُوجبی درخشم شود،سوم آنکه بعُمرِ دراز مغرور باشد و خود را از رعایتِ حقوق ْ بی نیاز پندارد،چهارم آنکه راهِ قطیعت وغدر پیشِ او گشاده و سهل نماید،وپنجم آنکه بنای… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 110

کلیله و دمنه – قسمت 116

سلام،صبح بخیر و نیکی پوشیده نماند که حرمتِ زَن بشوی متعلّق است و، عزّتِ فرزندْ بپدر و،دانشِ شاگرد باستاد و، قوّتِ سپاهْ بلشکر کشانِ قاهر و ، کرامتِ زاهدانْ بَدین و ، امنِ رعیّت بپادشاه و ، نظام کارِ مملکت بتقوی و عقل و ثَبات وعدلْ، عمدۂ حزم شناختنِ أَتباع است و هر یک را… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 116

کلیله و دمنه – قسمت 120

سلام صبح بخیرو سلامتی . پادشاهان رابه رأی ناصحان آن اغراض حاصل آید که بعُدّتِ بسیار و لشکرِ انبوه ممکن نباشد و رأی ملوک بمشاورتِ وزیرانِ ناصح زیادتْ نور گیرد،چنانکه آبِ دریا بمدد ِ جویها مادّت حاصل آید. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور روز و روزگار خوش.

کلیله و دمنه – قسمت 121

سلام،بامدادان نیکو،روزگارت خوش آنکه بضَرورتْ در پناهِ دوستیِ کسی در آید حالاتْ میانِ ایشان متفاوت رَود:گاهْ آمیختگی و مُباسَطَت،و گاه دامن در چیدن و محانبت؛وهمیشه زیرکْ بعضی از حاجاتِ چنین کس را در صورتِ تعذّر فرا می نماید،آنگاه آن را بآهستگی به تَیسیر می رساند،و در اثنای آن خویشتن نگاه می دارد،که صیانتِ نفس در… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 121

کلیله و دمنه – قسمت 115

سلام صبح بخیر و نیکی و امّا عاقبت اندیش التماسِ صلح و مُقاربتِ دشمن را غنیمت پندارد چون متضمّن دفع مضرّتی و جَرّ منفعتی باشد برای این اغراض که تقریر افتاد و هرکه در این معانی وجهِ کار پیش چشم داشت و طریقِ مصلحت بوقت بدید بحصولِ غرض و نُجح مُراد نزدیک نشیند،و بفتح بابِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 115

کلیله و دمنه – قسمت 126

سلام روز عید غدیر بخیر و شادکامی چهار کس را اهلیّتِ اعتماد نتواند بود: دزدی مُقتحِم؛ حشم سِتَنْبَه؛ فحّاشِ آزَرده؛ اندک عقلی نادان. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشی. مقتحم= بی پروا ، کسی که بدون اندیشه به کاری خطرناک اقدام کند حشم= خویشان ، خدمتگزاران ستنبه= تنومند ، بد هیبت

کلیله و دمنه – قسمت 127

سلام صبح بخیر و نیکی چهار تن همه نیکی ها را گم نمایند:آنکه جور و تهوّر را فضیلت شمرد؛و آنکه به رای خویش مُعْجَب باشد؛و آنکه با دزدان إِلفْ گیرد؛ و آنکه زود در خشم شود و دیر برضا گراید. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی تهوّر= بی باکی مُعْجَب=کسی که… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 127