کلیله و دمنه – قسمت 116

سلام،صبح بخیر و نیکی
پوشیده نماند که حرمتِ زَن بشوی متعلّق است و، عزّتِ فرزندْ بپدر و،دانشِ شاگرد باستاد و، قوّتِ سپاهْ بلشکر کشانِ قاهر و ، کرامتِ زاهدانْ بَدین و ، امنِ رعیّت بپادشاه و ، نظام کارِ مملکت بتقوی و عقل و ثَبات وعدلْ، عمدۂ حزم شناختنِ أَتباع است و هر یک را در محلّ و منزلتِ او اصطناع فرمودن و بر مقدارِ هنر و کفایتِ ایشان تربیت کردن و ، متّهم شمردنِ ایشان در باب یک دیگر؛ چه اگر سَعایتِ این در حقِّ آن و از انِ او در حقِّ این مسموعْ باشد هر گاه که خواهند مُخلصی را در معرِض تهمت توانند آورد و خائنی را در لباسِ امانت جلوَه کرد ، و محاسنِ مُلک را در صیِغَتِ مقابح بخلق نمود؛و هر یکچندی حاسدی فاضلی را محروم می گرداند و خائنی امینی را متّهم می کند،و هر لحظه بی گناهی را در گردابِ هلاک می اندازد؛ و لا شک باستمرارْ این رسم همه را استیلا افتد، حاضران از قبولِ اعمال امتناع بَر دست گیرند و غایبان از خدمت تقاعُد نمایند ، و نَفاذِ فرمانها بر اطلاق در توقّف افتد.
(کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور.
سربلند و برقرار باشی.
حزم= استواری، پیش بینی
اصطناع=نیکوئی کردن، برگزیدن
صیغت=ریخت، شکل، عقد موقت
تقاعد= بازایستادن از کاری، بازنشسته
اطلاق=رها کردن، آزاد کردن

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *