مرزبان نامه – قسمت 20

سلام، صبح بخیر و سلامتی بدانک این اموال منضّد که بصورتِ عسجد و زبرجد می نماید، همیۂ دوزخست و نفسِ تو حَمّاَلَةُالْحَطَب که از بهر داغِ پیشانی بر هم می نهد،اکنون بکوش تا باشد که بنیرنگِ دانش خود را از صحبتِ این گنده پیرِ رعنا و این سالخوردۂ شَوْهَا که چون تو بسیار شوهران را… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 20

مرزبان نامه – قسمت 11

سلام، صبح بخیر و نیکی نفس را دو شاگردِ ناهموارند حرص و شهوت نام، یکی:شکم خواری، دردکشی و یکی: رعنائی، خود آرائی. اگر همه روز در چهارخانۂ عناصر ابای آرزوهایِ آن سازند، خورد و سیری نداند و اگر همه عمر در هفت کارگاهِ افلاک لباسِ رعونت این بافند،پوشد و هنوز زیادت خواهد،پس عنانِ اختیار هر… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 11

مرزبان نامه – قسمت 3

سلام ،صبح بخیر و روزگار بکام دست از آئین اسلاف باز داشتن صفتیست ذمیم و عاقبت آن وخیم و ملک موروث را سیاستیست که ملک مکتسب را نیست، چه آنک پادشاهی بعونِ بازوی اکتساب گیرد و آب نهال ملک از چشمه شمشیر دهد،ناچار موارد و مصادرِ آن شناخته باشد و مقتضیات حال و مآل دانسته،پس… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 3

مرزبان نامه – قسمت 8

سلام ، صبح بخیر و نیکی سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی،و بردبار شو تا ایمن شوی و داد از خویشتن بده تا داورت بکار نیاید و از خود بهر آنچ کنی،راضی مشو تا مردمت دشمن نگیرند،و باددستی و تبذیر از جود و سخا مشمر،و بخل و امساک از کدخدائی مدان و عدالت میانِ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 8

کلیله و دمنه – قسمت 131

سلام صبح بخیر و شادکامی سزاوارتر کسی بمسرّت و ارتیاحْ اوست که جانبِ او دوستان مُمهّد باشد،و بهر وقتْ جماعتی از برادران در شفقت و رعایت و اهتمام و حمایتِ ایشان اهتزاز و استبشار واجب بیند و،اگر کریمی در سرآید دست گیرِ او کرام توانند بود،چنانکه پیل اگر در خلابْ بماند جز پیلانْ او را… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 131

کلیله و دمنه – قسمت 130

سلام صبح بخیر و شادکامی هنر در نیکو فعلی است که بسخنِ نیکو آن مزیّت نتوان یافت، برای آنکه أَثَرِ فعل نیک اگر چه قول از آن قاصر باشد در عاقبتِ کارها بآزمایشْ هرچه آراسته تر پیدا آید، باز آنکه قولِ او بر عمل رجحان دارد ناکردنیها را بحسنِ عبارت پَساواند و در چشم مردمان… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 130

کلیله و دمنه – قسمت 129

سلام صبح بخیر و خوشی نعمت بر لشکر فراخ مکن که از تو بی نیاز شوند،و کارْ هم تنگ مگیر که برَمَند،عطائی برسم می ده در حدِّ اقتصاد و منعی نیکو بی تنگ خوئی می فرمای،عرصۂ امید بریشان فراخ می دار وعِنانِ عطا تنگ مگیر. (کلیله و دمنه،دیباچۂ)علی اکبر هنرور. سربلند و برقرار باشی.

کلیله و دمنه – قسمت 128

سلام،صبح بخیرو شادکامی. پادشاه ِکامگار آن باشد که تدبیرِ کارها پیش از فوتِ فرصت و عدم مُکنت بفرماید،و ضربتِ شمشیرِ آب دارش خاک از زاد و بُودِ دشمن بر آرد،و شعله عزم جهانسوزش دود از خان و مان خصم بآسمان رساند. (کلیله و دمنه )علی اکبر هنرور سربلند و پیروز باشید.

کلیله و دمنه – قسمت 123

سلام صبح بخیر و نیکی و سلامتی سعیِ سه تن ضایع باشد: آنکه جامه ای سپید پوشد و شیشه گری کند ؛ و گازری که همّتِ جامۂ مرتفع دارد و همه روز در آب ایستد ؛ و بازرگانی که زنِ نیکو و کودک گزیند و عمر در سفر گذارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور.… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 123

کلیله و دمنه – قسمت 125

سلام صبح بخیر و شادکامی سه تن بر خود گمانِ مهارت دارند و هنوز در مقام جهالت باشند:مطربی نوآموز که هر چند کوشد زخمۂ او و الحانِ یاران نسازد و نیامیزد،و تمزیج زیر و بم، برابر، در صعود و نزول نشناسد؛ و نقّاشِ بی تجربت که دعوی صورت گری پیوندد و رنگ آمیزی نداند؛ و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 125