مرزبان نامه – قسمت 3

سلام ،صبح بخیر و روزگار بکام
دست از آئین اسلاف باز داشتن صفتیست ذمیم و عاقبت آن وخیم و ملک موروث را سیاستیست که ملک مکتسب را نیست، چه آنک پادشاهی بعونِ بازوی اکتساب گیرد و آب نهال ملک از چشمه شمشیر دهد،ناچار موارد و مصادرِ آن شناخته باشد و مقتضیات حال و مآل دانسته،پس در بستن و گشادن و گرفتن و دادن و برداشتن و نهادن راتقِ و فاتقِ کار همو شاید،امّا آنک بی معانات طلب و مقاسات تعب مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ لَا یَکْتَسِبُ بپادشاهی رسد و ساخته و پرداخته دیگران در دامن مراد او افکنند و مفاتیح امور دولت ناگاه در آستین تدبیر او نهند،اگر از رسوم و حدود گذشتگان بگذرد و از جادۂ محدود ایشان بخطوۂ تخطّی کند،خللها بمبانیِ ملک و دولت راه یابد واز قلتِ مبالاتِ او درآن تغافل و توانی کثرتِ خرابی در اساس مملکت لازم آید.
( مرزبان نامه) علی اکبر هنرور.
راتق=آنکه می‌بندد
فاتق= گشاینده
معانات=رنج دیدن
مقاسات=رنج چیزی کشیدن
خطوه=یک گام
مبالات=باک و پروا داشتن
توانی=سست و مانده گردیدن

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *