سلام صبح بخیر و نیکی و هر که بمحلّ رفیع رسید اگر چه چون گُلْ کوتاه زندگانی باشد،عقلا آن را عمرِ دراز شمرند بحُسنِ آثار و طیبِ ذکر،و آنکه بخمول راضی گردد اگر چه چون برگِ سرو دیر پاید بنزدیکِ اهل فضل و مروّت وزنی نیارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 55
یادداشت ها
کلیله و دمنه – قسمت 54
سلام صبح بخیر و نیکی خردمند چون عِنانِ اختیار بدست آورد و دواعیِ اضطرار زایل گردانید در مفارقتِ دشمن مُسَارَعت فرض شناسد،و مثلاً لحظتی تأخیر و توقّف و تأنّی و تردّد جایز نشمرد؛ هر چند از جانبِ خویش سراسر ثبات و وقار مشاهده کند از جانبِ خصم آن در وهم نیارد، و هرآینه از وی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 54
کلیله و دمنه – قسمت 53
سلام صبح بخیر، عید سعید فطر بر شما و خانواده محترم مبارک هر که نفسِ شریف دارد خویشتن را از محلّ وضیع بمنزلت رفیع می رساند،و هر کرا رایِ ضعیف و عقل سخیف است از درجتِ عالی برتبتِ خامل گراید.و بَرْرفتن بر درجاتِ شرف بسیار مؤونتست و فرو آمدن از مراتبِ عزّ اندکْ عوارض،چه سنگِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 53
کلیله و دمنه – قسمت 52
سلام صبح بخیر و سلامتی و نشاید که پادشادهْ خردمندان را بخمولِ أَسلاف فروگذارد و بی هنران را بوسائلِ موروث، بی هنرِ مکتَسَب،اصطناع فرماید بل که تربیتِ پادشاه بر قدرِ منفعت باید که در صلاح مُلک از هر یک بیند، چه اگر بی هنران خدمتِ اسلاف را وسیلتِ سعادت سازند خَلل بکارها راه یابد و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 52
کلیله و دمنه – قسمت 51
سلام صبح بخیر و سلامتی حِلْیتِ سر برپای بستن و، پیرایۂ پای بر سر آویختن.و یاقوت و مروارید را در سُرب و ارزیز نشاندن در آن تحقیرِ جواهر نباشد لکن عقلِ فرماینده بنزدیک اهل خرد مطعون گردد.و انبوهیِ یاران که دوربین و کاردان نباشند عین مضرّت است،ونَفاذِ کار با اهل بصیرت و فهم تواند بود… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 51
کلیله و دمنه – قسمت 50
سلام،صبح بخیر و شادکامی مرد هنرمندِ با مروّت اگر چه خاملْ منزلت و بسیارْ خصم باشد بعقل و مروّتِ خویش پیدا آید در میان قوم،چنانکه فروغ آتش اگر چه فروزنده خواهد که پَست سوزد به ارتفاع گراید(کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و برقرار باشید. خامل=گمنام،بی قدر و فرومایه
کلیله و دمنه – قسمت 49
سلام و درود،صبح بخیر و سلامتی کارِ نزدیکان ملوک حسد و منازعت و بد سگالي و مناقشت است،و روز و شب در پیِ یکدیگر باشند و گِردِ این معاني برآیند.و هر که هنرْ بیش دارد در حقِّ او قصدْ زیادتْ رَوَد و او را بدخواه و حسود بیش یافته شود. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور.… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 49
کلیله و دمنه – قسمت 48
سلام ،صبح بخیر و روزگارت بر مراد پادشاه موفق آنست که چون مهمّی حادث گردد وجهِ تدارکِ آن بر کمالِ خرد و حَصافَتِ اوپوشیده نگردد و طریقِ تلافیِ آن پیش رائِدِ فکرتِ او مشتَبِه نماند،و تَفَصّی ازچنین حوادث و دفعِ آن جز بعقل و ثَبات و خرد و وَقار ممکن نشود .(کلیله و دمنه)علی اکبر… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 48
کلیله و دمنه – قسمت 47
سلام صبح بخیر و نیکی بوزنه ای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را می بُرید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشترکوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر بحاجتی برخاست ، بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود،أُنْثَیَیْنِ او در شکافِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 47
کلیله و دمنه – قسمت 46
سلام صبح بخیر و نیکی گویند که بطي در آبْ روشنائیِ ستاره مي دید،پنداشت که ماهي است،قصدي مي کرد تا بگیرد و هیچ نمي یافت،چون بارها بیازمود و حاصلي ندید فروگذاشت.دیگر روز هرگاه که ماهي بدیدي گمان بُردی که همان روشنائي است قصدي نپیوستي.و ثمرتِ این تجربت آن بُود که همه روز گرسنه بمانْد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 46