سلام ، صبح بخیر و نیکی سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی،و بردبار شو تا ایمن شوی و داد از خویشتن بده تا داورت بکار نیاید و از خود بهر آنچ کنی،راضی مشو تا مردمت دشمن نگیرند،و باددستی و تبذیر از جود و سخا مشمر،و بخل و امساک از کدخدائی مدان و عدالت میانِ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 8
دسته: مرزبان نامه
مرزبان نامه – قسمت 9
سلام صبح روز آدینه بخیر و نیکی (دهقان دانا با پسر خود) ای پسر،مال بتبذیر مخور تا عاقبت تشویر نخوری و دوست بهنجار و اختیارِ عقل گزین تا دشمن رویِ عاقلان نشوی و رنج بتحصیلِ دانش بر تا روزگارت بیهوده صرف نشود که دنیا قاذوره ایست در این قارورۂ شفاف گرفته.اگر کسی بچشمِ راست بین… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 9
مرزبان نامه – قسمت 10
سلام،صبح بخیر و نیکبختی صدمۂ هادِمُاللّذّات چون در رسد،کاشانۂ کیان و کاخِ خسروان همچنان در گرداند که کومۂ بیوه زنان و با قصرِ قیصر همان تواند کرد که کلاتۂ گدایان و داهیۂ مرگ را چون هنگامِ حلول آید، راه بدان عمارتِ عالی معتبر همچنان یابد که بدان خرابۂ مختصر و زوال و فنا بساحت و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 10
مرزبان نامه – قسمت 11
سلام، صبح بخیر و نیکی نفس را دو شاگردِ ناهموارند حرص و شهوت نام، یکی:شکم خواری، دردکشی و یکی: رعنائی، خود آرائی. اگر همه روز در چهارخانۂ عناصر ابای آرزوهایِ آن سازند، خورد و سیری نداند و اگر همه عمر در هفت کارگاهِ افلاک لباسِ رعونت این بافند،پوشد و هنوز زیادت خواهد،پس عنانِ اختیار هر… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 11