سلام، صبح بخیر و نیکی نفس را دو شاگردِ ناهموارند حرص و شهوت نام، یکی:شکم خواری، دردکشی و یکی: رعنائی، خود آرائی. اگر همه روز در چهارخانۂ عناصر ابای آرزوهایِ آن سازند، خورد و سیری نداند و اگر همه عمر در هفت کارگاهِ افلاک لباسِ رعونت این بافند،پوشد و هنوز زیادت خواهد،پس عنانِ اختیار هر… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 11
دسته: مرزبان نامه
مرزبان نامه – قسمت 12
سلام ،صبح بخیر و خوشی اَمَل دامِ دیوست، از دانۂ او نگر تا خود را نگاه داری که هزار طاوسِ خرد و همایِ همّت را بصفیرِ وسوسه از شاخسارِ قناعت در کشیدست واز اوجِ هوایِ استغنا بزیر آورده و بستۂ بندِ خویش گردانیده که هرگز رهائی نیافتند و گفتهاند: چون شکم سیر باشد غمِ گرسنگی… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 12
مرزبان نامه – قسمت 13
سلام،بامدادان نیکو مقّدرِ اقوات و مدبّرِ اوقات، قوت را علّت زندگانی کردست و هرگز معلول از علّت جدا نگردد.پس چون روشن شد که زندگانیِ کس بی قوت نتواند بود، جهان را چه سازی که خود ساختست جهاندار ازین کار پرداختست (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور مقدّرِ اقوات = بخش کننده روزیها و قوتها
مرزبان نامه – قسمت 14
سلام،صبح بخیر و نیکنامی بدانک هر چند تو با جهان عقدی سخت تر بندی، او آسان تر فرو می گشاید و چندانک درو بیشتر می پیوندی او از تو بیشتر می گسلد جهان ترا ودیعت داریست که جمع آوردۂ ترا بر دیگران تفرقه میکند و ثمرۂ درختی که تو نشانی، بدیگران میدهد و هر بساط… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 14
مرزبان نامه – قسمت 15
سلام،صبح بخیر و نیکی اگر صد یکی از آنک که دنیا با تو میکند،روزی از دوستی بینی که مخلص باشد،او را با دشمنِ صد ساله برابر داری . بینی که دیدۂ خطا بینِ ترا غطایِ دوستی او چگونه حجاب میکند که این معانی با این همه روشنی، ازو ادراک نمیکنی و سمعِ باطل شنو را… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 15
مرزبان نامه – قسمت 16
سلام صبح آدینه بخیر و نیکی بدانک ترا عقل بر هفت ولایتِ تن امیرست و حسّ مُعین عقل و شهوت خادمِ تن؛ مگذار که هیچ یک قدم از مقامِ خویش فراتر نهند.نگه دار مُعینِ عقل را تا اعانتِ شهوت نکند و خادمِ تو امیرِ تو نگردد و بدانک زخارف و زهراتِ دنیا اگر چه سخت… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 16
مرزبان نامه – قسمت 1
سلام،صبح روزشنبه بخیر و سلامتی بر دوستان قدیم که در نیک و بد احوال تجربت خصال ایشان رفته باشد، بیگانگان را مگزین که گفتهاند دیو آزموده به از مردم ناآزموده. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید.
مرزبان نامه – قسمت 17
سلام،بامدادان نیکو بدان ای ملک که ایزد،تَعالی’، ترا راعیِ رعیت و مراعیِ مصالح ایشان کردست،ازیشان بتیغ ستدن و بتازیانه بخشیدن و از آن تَرک کلاه وطَرَفِ کمر آراستن موروثِ دو وبال و موجبِ دو نکالست یکی سفالتِ سائلی،چنانک گفتهاند: خواستن کُدْیَه است،خواهی عُشر خوان خواهی خراج زانک گرصد نام خوانی،یک حقیقت را رواست چون گدائی… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 17
مرزبان نامه – قسمت 2
سلام،صبح بخیر و نیکبختی یکی از آثار نثر فنی فارسی مرزبان نامه باز نگاشتۂ خامۂ نویسنده و گوینده و ادیب توانا سعدالدین وراوینی است که در نیمۂ اول قرن هفتم هجری میان سالهای ۶۱۷_ ۶۲۲ از گویش طبری باستان بزبان پارسی دری آراسته بصنایع لفظی و معنوی و اشعار تازی و پارسی و امثال و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 2
مرزبان نامه – قسمت 18
سلام و صد درود،صبح بخیر و نیکی و ای ملک، در ایامِ طراوت شباب که نو بهارِ عمرست، از ذبولِ پیری که خزانِ عیش و برگ ریزِ املست، یاد میدار.و همچنین هنگام فراغت از مشغولی و بوقتِ عزِّ توانگری از ذلِّ درویشی و درنعمتِ شادی از محنتِ دلتنگی و در صحّتِ مزاج تن از عوارضِ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 18