سلام و صد درود،صبح بخیر و نیکی
و ای ملک، در ایامِ طراوت شباب که نو بهارِ عمرست، از ذبولِ پیری که خزانِ عیش و برگ ریزِ املست، یاد میدار.و همچنین هنگام فراغت از مشغولی و بوقتِ عزِّ توانگری از ذلِّ درویشی و درنعمتِ شادی از محنتِ دلتنگی و در صحّتِ مزاج تن از عوارضِ بیماری و در فراخیِ مجالِ عمر از تنگیِ نفسِ باز پسین یاد آور تا حقِّ هر کسی پیش از فواتِ فرصت و ضیاعِ وقت گزارده شود،زیراک این ده گانه احوال همه برادرانِ صلبی مشّیت اند که ایشان را آسمان دو دو بیک شکم زاید و توأمانِ رحمِ فطرت اند که از پیِ یکدیگر نگسلند و چون بزمین آیند، قابلۂ وجود بی فاصله نافِ ایشان بیکجا زند.
(مرزبان نامه) علی اکبر هنرور.
ذبول= پژمردگی
برگ ریز امل= خزان آرزوها
برادران صلبی= برادران از یک پدر