مرزبان نامه – قسمت 35

صبح بخیر و سلامتی از شکستۂ خود مومیائی دریغ نمی باید داشت و افکندۂ خود را برباید داشت که این رسم سنّتِ کرامست و برایشان زینهار خوردن عادتِ بدان.دست بی مسامحتی بهرک برسد ، رسانیدن و پای بی مجاملتی بر گردنِ هرک توان نهادن جز کارِ مردم سبک سایه و طبع فرومایه و نهاد آلوده… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 35

مرزبان نامه – قسمت 36

سلام،صبح بخیر و نیکبختی بهر بدی که روزگار بروی دوستان آرد ، از دوست بریدن و پشت بر کار او کردن از قضیّتِ مکارم و سجیّتِ اکارم دور افتد؛ بلک در حالتِ شدّت و رخا و خیبت و رجا باید که یکی باشد. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور قضیّت مکارم= حکم جوانمردی و بزرگواری سجیّت=خو… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 36

مرزبان نامه – قسمت 21

سلام،صبح بخیر و نیکی دو چیز بر یک حال پاینده نماند یکی دولت در طالع، دوم جان در تن که هر دو را غایتی معلوم و امدی معیّنست و چنانک بر وفقِ مذهب تناسخ روح از قالبی که محلِ او باشد، بقالبی دیگر حلول کند، دولت(نیز از طالعی) که ملایمِ او باشد بطالعی دیگر انتقال… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 21

مرزبان نامه – قسمت 37

سلام، صبح بخیر و شادکامی هرک بخود آرائی و استبداد زندگانی کند و روی از استمدادِ مشاورتِ مشفقانِ ناصح و رفیقانِ صالح بگرداند، روزگار جز ناکامی پیشِ او نیاورد. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور

مرزبان نامه – قسمت 22

سلام و صد درود،صبح بخیر و شادکامی اگر آز نبودی و دیدۂ بصیرتِ آدمی را بحجابِ آن از دیدنِ عواقب کارها مکفوف نداشتندی، کس از جهانیان غمِ فردا نخوردی و هیچ آدمی بر آن میوۂ که مذاقِ حال باومیدِ دریافتِ طعمِ آن خوش دارد، هرگز نهالی بزمین فرونبردی و برای قوتی که در مستقبلِ حالّ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 22

مرزبان نامه – قسمت 38

سلام، صبح بخیر و نیکی هرک زیادت از حاجت طلبد، خود را بندۂ آز و خشم می‌کند و این هر دو خصم چون بر مرد چیرگی یافتند، دفعِ ایشان دشوار دست دهد و مردمِ نادان ندانسته اند که عمل خانۂ امل ایشان چون قبۂ حباب و سدّۂ سحاب بنیاد بر باد و آب دارد ،… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 38

مرزبان نامه – قسمت 23

سلام، صبح بخیر و نیکی گوهر فرشتگان عقل پاکست که بدی را بدان هیچ آشنائی نیست و گوهر دیوان آز و خشم که جز بدی و زشتی نفرماید و گوهر مردم ازین هر دو مرکب که هر گه که گوهر عقل درو بجنبش آید، ذات او بلباس مَلَکیّت مکتسی شود و نفس او در افعال… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 23

مرزبان نامه – قسمت 39

سلام، صبح بخیر و نیکی حضرت عیسی(ع)وقتی بسگی عقور دیوانه باز افتاد، گفت: صَحِبْتَکَ اَلسَّلَاَمَةُ. پرسیدند که در حقّ چنین حیوانی نجس چنین لفظی چرا فرمودی؟ گفت:تا زبان بنیکی خوگر شود که، خو پذیرست نفس انسانی و باید که سمعت از بد شنیدن ابا کند که مساویِ خلق اگر چ درحال اثر ننماید،بروزگارمؤثّر آید و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 39

مرزبان نامه – قسمت 24

سلام، صبح بخیروسلامتی خرد چیست؟ آنک چون راه حقّ گم کنی ، او زمامِ ناقۂ طلبت را بجادّۂ راستی کشد و چون غمگین شوی ، انیسِ انده گسار و جلیسِ حقّ گزارت او باشد و چون در مصادماتِ وقایع پایت بلغزد، دست گیرت او باشد و چون روزگارت بروز درویشی افکند، سرمایۂ توانگری از کیسۂ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 24

مرزبان نامه – قسمت 40

سلام صبح بخیر و شادکامی چه نسب پیرایۂ رویِ حسبست و اگر نسب نباشد، حسب خود مایه ایست از همه مغنی و پایۂ از همه مستغنی و از اینجاست که مردم را اول از محامدِ صفات ذاتی چون فضل و فتوّت و منقبت و مروّت پرسند، آنگاه از نسبتِ اُبُوّت سخن رانند که نه هرچ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 40