مرزبان نامه – قسمت 22

سلام و صد درود،صبح بخیر و شادکامی اگر آز نبودی و دیدۂ بصیرتِ آدمی را بحجابِ آن از دیدنِ عواقب کارها مکفوف نداشتندی، کس از جهانیان غمِ فردا نخوردی و هیچ آدمی بر آن میوۂ که مذاقِ حال باومیدِ دریافتِ طعمِ آن خوش دارد، هرگز نهالی بزمین فرونبردی و برای قوتی که در مستقبلِ حالّ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 22

مرزبان نامه – قسمت 38

سلام، صبح بخیر و نیکی هرک زیادت از حاجت طلبد، خود را بندۂ آز و خشم می‌کند و این هر دو خصم چون بر مرد چیرگی یافتند، دفعِ ایشان دشوار دست دهد و مردمِ نادان ندانسته اند که عمل خانۂ امل ایشان چون قبۂ حباب و سدّۂ سحاب بنیاد بر باد و آب دارد ،… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 38

مرزبان نامه – قسمت 23

سلام، صبح بخیر و نیکی گوهر فرشتگان عقل پاکست که بدی را بدان هیچ آشنائی نیست و گوهر دیوان آز و خشم که جز بدی و زشتی نفرماید و گوهر مردم ازین هر دو مرکب که هر گه که گوهر عقل درو بجنبش آید، ذات او بلباس مَلَکیّت مکتسی شود و نفس او در افعال… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 23

مرزبان نامه – قسمت 39

سلام، صبح بخیر و نیکی حضرت عیسی(ع)وقتی بسگی عقور دیوانه باز افتاد، گفت: صَحِبْتَکَ اَلسَّلَاَمَةُ. پرسیدند که در حقّ چنین حیوانی نجس چنین لفظی چرا فرمودی؟ گفت:تا زبان بنیکی خوگر شود که، خو پذیرست نفس انسانی و باید که سمعت از بد شنیدن ابا کند که مساویِ خلق اگر چ درحال اثر ننماید،بروزگارمؤثّر آید و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 39

مرزبان نامه – قسمت 24

سلام، صبح بخیروسلامتی خرد چیست؟ آنک چون راه حقّ گم کنی ، او زمامِ ناقۂ طلبت را بجادّۂ راستی کشد و چون غمگین شوی ، انیسِ انده گسار و جلیسِ حقّ گزارت او باشد و چون در مصادماتِ وقایع پایت بلغزد، دست گیرت او باشد و چون روزگارت بروز درویشی افکند، سرمایۂ توانگری از کیسۂ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 24

مرزبان نامه – قسمت 40

سلام صبح بخیر و شادکامی چه نسب پیرایۂ رویِ حسبست و اگر نسب نباشد، حسب خود مایه ایست از همه مغنی و پایۂ از همه مستغنی و از اینجاست که مردم را اول از محامدِ صفات ذاتی چون فضل و فتوّت و منقبت و مروّت پرسند، آنگاه از نسبتِ اُبُوّت سخن رانند که نه هرچ… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 40

مرزبان نامه – قسمت 25

سلام،صبح بخیر و نیکی خردمند میان مردمان کیست ؟ آنک برو ستم کنند، مقامِ احتمال بشناسد و تواضع با فرودستان از کرم داند، عفو بوقتِ قدرت واجب شناسد و کارِ جهان فانی آسان فرا گیرد و از اندیشۂ جهانِ باقی خالی نباشد، چون احسانی بیند، باندازه آن سپاس دارد ، چون اساءتی یابد، بر آن… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 25

مرزبان نامه – قسمت 26

سلام صبح بخیر و شادکامی سه عادت از عادادتِ جاهلانست، یکی خود را بی عیب پنداشتن، دوم دیگران را در مرتبۂ دانش از خود فروتر نهادن ، سیوم بعلمِ خویش خرّم بودن و خود را بر قدمِ انتها دانستن و در غایتِ کمال پنداشتن. چو گوئی که هر دانش آموختم ز خود وامِ بی دانشی… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 26

مرزبان نامه – قسمت 27

سلام صبح بخیر و سلامتی در لطایفِ عظت از خداوندانِ حکمت میآید که چون عیب دیگران جوئی و هنر خویش بینی، از جستنِ عیب خویش و هنر دیگران غافل مباش که هرک بر عیبِ خویش و هنرِ دیگران واقف نشود،هرگز از عیب پاک نگردد و در گرد هنرمندان نرسد. ( مرزبان نامه) علی اکبر هنرور.… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 27

مرزبان نامه – قسمت 28

سلام، صبح بخیر و نیکی آنکس که درنفس پاک بتفتیشِ رذایلِ عیوب مشغول شود ، آنرا ماند که چشمۂ آب زلال را بشوراند تا صفایِ آن از کدورت بهتر شناخته شود ، لاشکّ از مبالغت در شورانیدن روشنیِ آن بتیرگی میل کند و کثافتی نامتوقّع از لطافتِ اجزاء او بیرون آید. (مرزبان نامه) علی اکبر… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 28