سلام صبح آدینه بخیر و روزگارتان خوش. هر پادشاه را که همه اَدواتِ مُلک مجتمع باشد،چنانکه نه در هنگام عفو و حلم متابعتِ هوا جایز شمرد و نه در وقتِ عقوبت و خشم مطاوعتِ شیطان روا بیند،و بنای اوامرْ و نواهی او بَر بنلادِ تامّل و مشاورت آرامیده باشد ملکِ او از استیلای دشمنان مصون… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 14
دسته: کلیله و دمنه
کلیله و دمنه – قسمت 15
سلام صبح بخیر و نیکی سه تن بناحقّ در کارها شَرْع کنند: آنکه تصلّفِ دروغ بسیار کند و فعل و قول را بتحقیق نرساند؛و کاهلی که بر خشم قادر نباشد؛و پادشاهی که هر کسی را بر عزایمْ خاصّه در کارهای بزرگ اطّلاع دهد(کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشید شَرْع=دین~روش و آئین… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 15
کلیله و دمنه – قسمت 16
سلام صبح بخیر و سلامتی و شادابی باید که پادشاه نااهلان را محرم اسرار ندارد و تا خردمندی آزموده نباشد در مهمّی با او مشورت نفرماید،و از مجالستِ بی باک و بد گوهر بر اطلاق پرهیز کردن فرض شناسد. آب را بین که چون همی نالد یک دم از هم نشین ناهموار
کلیله و دمنه – قسمت 17
سلام،بامدادان نیک و خوش و هر که در مَقامِ توکّل ثباتِ قدم ورزد و آن را بصدقِ نیّت قرین گرداند ثمراتِ آن در دین و دنیا هرچه مهنّا تربیابد(کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشی. مهنّا=گوارا~خوش آیند
کلیله و دمنه – قسمت ۷
سلام و درود،صبح آدینه بخیر و سلامتی جهل و خفّتِ سه تن بحرکات و سکناتِ ایشان ظاهر گردد؛ آنکه مالِ خود بدستِ اجنبی ودیعت نهد و ناشناخته را میانِ خود و خصم حَکَم سازد؛ و آنکه دعویِ شجاعت و صبر و کسبِ مال و تألّفِ دوستان و ضبطِ اعمال کند و آن را روزِ جنگ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۷
کلیله و دمنه – قسمت ۶
سلام و صد درود ، صبح بخیر و نیکی غلبۂ هراس بی موجبی بر چهار کس معهود است:آن مرغی خُرد که بر شاخ باریک نشسته باشد و می ترسد از آنچه آسمان بر وی افتد،و از برای دفع آن پای در هوا میدارد،و کلنگ که هر دو پای از برای گرانیِ جسم خود بر زمین نهْد؛و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۶
کلیله و دمنه – قسمت ۵
سلام و صد درود،صبح بخیر و سلامتی. چه هرکه دوستی را بجهدِ بسیار در دایرۂ محبّت کَشد و بی موجبی بیرون گذارد از ثمراتِ مُوالات محروم مانَدودیگرْ دوستان از وی نومید شوندْ(کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی. موالات=دوستی و پیوستگی داشتن با کسی
کلیله و دمنه – قسمت ۴
سلام، صبح بخیر و خوشی سه تن دستی مضیّع دارند و سبک سری مُصرِف باشند: آنکه جاهلِ سفیه را براهِ راست خواند و بر طلبِ علم تحریض نماید،چندانکه جاهل مستظهِر گشت از وی بسی ناسزا شنود و ندامت فایده ندهد؛ و آنکه احمقی بی عاقبت را بتألّفِ نه در محلّ بر خویشتن مستولی گرداند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۴
کلیله و دمنه – قسمت ۳
سلام ، صبح بخیر و نیکی مردِ خوبْ سیرتِ نیکو سریرت بیک تودُّد قدم درمَیدان مخالصت نهد و بنای دوستی و مُصَادقت را بأوج کیوان رساند،و نهالِ مرَدمی و مَودَّت را پیراسته و سیراب گرداند،و اگر در ضمیرْ سابقۂ وحشتی و خشونتی بیند سبک محو کند و آن را غنیمتِ بزرگ و تجارتی مُرْبِح شمرد،خاصّه که… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۳
کلیله و دمنه – قسمت ۲
سلام بامدادان نیکو ،صبحی همراه با سلامتی و شادابی برایت آرزو مندم، از همان ازمنۂ نزدیک بعصرِ مؤلف (نصرالله منشی) کساني که با این کتاب(کلیله و دمنه)اُنسي داشتهاند وآن رامي خواندهو کتابت مي کرده اند همان اندازه که الفاظ و عبارات آن را تغییر داده اند،و شاید بیشتر،سعی در افزودن برابیات و امثال آن ورزیده وابیاتِ بسیارِفارسی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۲