کلیله و دمنه – قسمت 11

سلام ،صبح بخیر و شادکامی. اگر پادشاهی بسخاوتْ جهان زرّین کند،یا بشجاعت ده مصاف بشکند،چون ازحلم بی بهره بُوَد بیک عربده همه را باطل گرداند و تمامیِ لشکر ورعیّت را نفرت دهد.

کلیله و دمنه – قسمت 27

سلام صبح بخیر و نیکی مال نزدیکِ چهار تن از جان عزیزتر است: آنکه جنگْ برایِ اُجرت کند؛ و آنکه زیرِ دیوارهایِ گران برای دانگانه سُمْج گیرد؛و آنکه (بازارگانی)بازرگانیِ دریا کند؛ و آنکه در معادن مزدور ایستد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و برقرار باشید. دانگانه =مال و متاعی اندک سُمْج= نقبراه زیر… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 27

کلیله و دمنه – قسمت 12

سلام صبح بخیر و نیکی، و بباید دانست که هر کرداری را پاداشی است که هرآینه بأَرباب آن برسد وبتأْخیری که در میان افتد مغرور نشاید بود،که آنچه آمدنیست نزدیک باشد اگر چه مدّت گیرد.

کلیله و دمنه – قسمت 13

سلام صبح بخیر و نیکی کیست که با قضای آسمانی مقاومت یارد پیوست؟و در این عالم بمنزلتی رسد و از نعمتِ دنیا شربتی در دست او دهند که سرمست و بی باک نشود؟و بر پیِ هوا قدم نهد ودر معرضِ هلاک نباشد؟ و با زنان مجالست دارد و مفتون نگردد؟و بلئیمان حاجت بردارد و خوار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 13

کلیله و دمنه – قسمت ۷

سلام و درود،صبح آدینه بخیر و سلامتی جهل و خفّتِ سه تن بحرکات و سکناتِ ایشان ظاهر گردد؛ آنکه مالِ خود بدستِ اجنبی ودیعت نهد و ناشناخته را میانِ خود و خصم حَکَم سازد؛ و آنکه دعویِ شجاعت و صبر و کسبِ مال و تألّفِ دوستان و ضبطِ اعمال کند و آن را روزِ جنگ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۷

کلیله و دمنه – قسمت ۶

سلام و صد درود ، صبح بخیر و نیکی غلبۂ هراس بی موجبی بر چهار کس معهود است:آن مرغی خُرد که بر شاخ باریک نشسته باشد و می ترسد از آنچه آسمان بر وی افتد،و از برای دفع آن پای در هوا میدارد،و کلنگ که هر دو پای از برای گرانیِ جسم خود بر زمین نهْد؛و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۶

کلیله و دمنه – قسمت ۵

سلام و صد درود،صبح بخیر و سلامتی. چه هرکه دوستی را بجهدِ بسیار در دایرۂ محبّت کَشد و بی موجبی بیرون گذارد از ثمراتِ مُوالات محروم مانَدودیگرْ دوستان از وی نومید شوندْ(کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی. موالات=دوستی و پیوستگی داشتن با کسی

کلیله و دمنه – قسمت ۴

سلام، صبح بخیر و خوشی سه تن دستی مضیّع دارند و سبک سری مُصرِف باشند: آنکه جاهلِ سفیه را براهِ راست خواند و بر طلبِ علم تحریض نماید،چندانکه جاهل مستظهِر گشت از وی بسی ناسزا شنود و ندامت فایده ندهد؛ و آنکه احمقی بی عاقبت را بتألّفِ نه در محلّ بر خویشتن مستولی گرداند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۴

کلیله و دمنه – قسمت ۳

سلام ، صبح بخیر و نیکی  مردِ خوبْ سیرتِ نیکو سریرت بیک تودُّد قدم درمَیدان مخالصت نهد و بنای دوستی و مُصَادقت را بأوج کیوان رساند،و نهالِ مرَدمی و مَودَّت را پیراسته و سیراب گرداند،و اگر در ضمیرْ سابقۂ وحشتی و خشونتی بیند سبک محو کند و آن را غنیمتِ بزرگ و تجارتی مُرْبِح شمرد،خاصّه که… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۳

کلیله و دمنه – قسمت ۲

سلام بامدادان نیکو ،صبحی همراه با سلامتی و شادابی برایت آرزو مندم، از همان ازمنۂ نزدیک بعصرِ مؤلف (نصرالله منشی)  کساني که با این کتاب(کلیله و دمنه)اُنسي داشته‌اند وآن رامي خوانده‌و کتابت مي کرده اند همان اندازه که الفاظ و عبارات آن را تغییر داده اند،و شاید بیشتر،سعی در افزودن برابیات و امثال آن ورزیده وابیاتِ بسیارِفارسی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت ۲