سلام صبح بخیر وشادکامی دو تن همیشه از شادکامی بی نصیب باشند: عاقلی که بصحبتِ جاهلان مبتلا گردد؛ و بدخوئی که از اخلاقِ ناپسندیدۂ خود بهیچ تأویل خلاص نیابد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و برقرار باشید. تأویل=تفسیر و بیان کردن
دسته: کلیله و دمنه
کلیله و دمنه – قسمت 120
سلام صبح بخیرو سلامتی . پادشاهان رابه رأی ناصحان آن اغراض حاصل آید که بعُدّتِ بسیار و لشکرِ انبوه ممکن نباشد و رأی ملوک بمشاورتِ وزیرانِ ناصح زیادتْ نور گیرد،چنانکه آبِ دریا بمدد ِ جویها مادّت حاصل آید. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور روز و روزگار خوش.
کلیله و دمنه – قسمت 121
سلام،بامدادان نیکو،روزگارت خوش آنکه بضَرورتْ در پناهِ دوستیِ کسی در آید حالاتْ میانِ ایشان متفاوت رَود:گاهْ آمیختگی و مُباسَطَت،و گاه دامن در چیدن و محانبت؛وهمیشه زیرکْ بعضی از حاجاتِ چنین کس را در صورتِ تعذّر فرا می نماید،آنگاه آن را بآهستگی به تَیسیر می رساند،و در اثنای آن خویشتن نگاه می دارد،که صیانتِ نفس در… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 121
کلیله و دمنه – قسمت 122
سلام صبح بخیر و نیکی سه تن در کسوتِ وقاحت وصفتِ سَفاهَت آیند: درودگری که چوب می تراشد و تراشه در خانه میگذارد تا خانه بر وی تنگ شود؛ و حلّاقی که در کار خویش مهارتی ندارد، سرِ مردمان مجروح می گرداند و از اجرت محروم ماند؛ وتوانگری که در غربت مُقام کند مالِ او… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 122
کلیله و دمنه – قسمت 123
سلام صبح بخیر و نیکی و سلامتی سعیِ سه تن ضایع باشد: آنکه جامه ای سپید پوشد و شیشه گری کند ؛ و گازری که همّتِ جامۂ مرتفع دارد و همه روز در آب ایستد ؛ و بازرگانی که زنِ نیکو و کودک گزیند و عمر در سفر گذارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور.… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 123
کلیله و دمنه – قسمت 108
سلام صبح بخیر و بهروزی حکما مادر و پدر را بمنزلتِ دوستان دانند،و برادر را در محلّ رفیق، و زن را بمثابتِ أَلیف شمرند ، و اقربا را در رُتبتِ غریمان ، و دُختر را در موازنَۂ خصمان دانند،و پسر را برای بقای ذِکْر خواهند ، و در نفس و ذاتْ خویشتن را یکتا شناسند… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 108
کلیله و دمنه – قسمت 124
سلام ، صبح بخیر و سلامتی مخدوم در چشم سه طایفه سبک نماید: بندۂ فراخ سخن که ادبِ مفاوضتِ مخدومان نداند و گاه و بیگاه در خاست و نشست و چاشت و شام با ایشان برابر باشد، و مخدوم هم مزاح دوست و فحّاش ، و از رفعتِ منزلت و نخوتِ سیاست بی بَهْر ،… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 124
کلیله و دمنه – قسمت 109
سلام صبح بخیر و سلامتی داشت زالی برُوستای چکاو مَهْسِتی نام دختری و دو گاو نو عروسی چو سروِ تر بالان گشت روزی ز چشم بد نالان گشت بَدرش چو ماهِ نوباریک شد جهان پیش پیرزن تاریک دلش آتش گرفت و سوخت جگر که نیازی چنو نداشت دگر از قضا گاوِ زالک از پی خَورد… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 109
کلیله و دمنه – قسمت 125
سلام صبح بخیر و شادکامی سه تن بر خود گمانِ مهارت دارند و هنوز در مقام جهالت باشند:مطربی نوآموز که هر چند کوشد زخمۂ او و الحانِ یاران نسازد و نیامیزد،و تمزیج زیر و بم، برابر، در صعود و نزول نشناسد؛ و نقّاشِ بی تجربت که دعوی صورت گری پیوندد و رنگ آمیزی نداند؛ و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 125
کلیله و دمنه – قسمت 110
سلام،صبح بخیر و سلامتی. از تقریبِ هشت کس حذر واجب است:اوّل آنکه نعمتِ منعمان را سبک دارد و کفرانِ آن سبک دست دهد،دُوم آنکه بی مُوجبی درخشم شود،سوم آنکه بعُمرِ دراز مغرور باشد و خود را از رعایتِ حقوق ْ بی نیاز پندارد،چهارم آنکه راهِ قطیعت وغدر پیشِ او گشاده و سهل نماید،وپنجم آنکه بنای… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 110