مرزبان نامه – قسمت 4

سلام،صبح بخیر و بامدادان نیکو می باید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قویّ آشکارا و ضعیف را که قوت مقاومت و زخم پنجۂ ملاطمت نباشد، خود رادر شعار دیانت و کم آزاری و صیانت و نیکو کاری بر دیدۂ ظاهر بینان جلوه دهد تا هوایِ دولت پادشاه در… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 4

مرزبان نامه – قسمت 3

سلام ،صبح بخیر و روزگار بکام دست از آئین اسلاف باز داشتن صفتیست ذمیم و عاقبت آن وخیم و ملک موروث را سیاستیست که ملک مکتسب را نیست، چه آنک پادشاهی بعونِ بازوی اکتساب گیرد و آب نهال ملک از چشمه شمشیر دهد،ناچار موارد و مصادرِ آن شناخته باشد و مقتضیات حال و مآل دانسته،پس… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 3

مرزبان نامه – قسمت 2

سلام،صبح بخیر و نیکبختی یکی از آثار نثر فنی فارسی مرزبان نامه باز نگاشتۂ خامۂ نویسنده و گوینده و ادیب توانا سعدالدین وراوینی است که در نیمۂ اول قرن هفتم هجری میان سالهای ۶۱۷_ ۶۲۲ از گویش طبری باستان بزبان پارسی دری آراسته بصنایع لفظی و معنوی و اشعار تازی و پارسی و امثال و… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 2

مرزبان نامه – قسمت 1

سلام،صبح روزشنبه بخیر و سلامتی بر دوستان قدیم که در نیک و بد احوال تجربت خصال ایشان رفته باشد، بیگانگان را مگزین که گفته‌اند دیو آزموده به از مردم ناآزموده. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید.

کلیله و دمنه – قسمت 131

سلام صبح بخیر و شادکامی سزاوارتر کسی بمسرّت و ارتیاحْ اوست که جانبِ او دوستان مُمهّد باشد،و بهر وقتْ جماعتی از برادران در شفقت و رعایت و اهتمام و حمایتِ ایشان اهتزاز و استبشار واجب بیند و،اگر کریمی در سرآید دست گیرِ او کرام توانند بود،چنانکه پیل اگر در خلابْ بماند جز پیلانْ او را… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 131

کلیله و دمنه – قسمت 130

سلام صبح بخیر و شادکامی هنر در نیکو فعلی است که بسخنِ نیکو آن مزیّت نتوان یافت، برای آنکه أَثَرِ فعل نیک اگر چه قول از آن قاصر باشد در عاقبتِ کارها بآزمایشْ هرچه آراسته تر پیدا آید، باز آنکه قولِ او بر عمل رجحان دارد ناکردنیها را بحسنِ عبارت پَساواند و در چشم مردمان… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 130

کلیله و دمنه – قسمت 129

سلام صبح بخیر و خوشی نعمت بر لشکر فراخ مکن که از تو بی نیاز شوند،و کارْ هم تنگ مگیر که برَمَند،عطائی برسم می ده در حدِّ اقتصاد و منعی نیکو بی تنگ خوئی می فرمای،عرصۂ امید بریشان فراخ می دار وعِنانِ عطا تنگ مگیر. (کلیله و دمنه،دیباچۂ)علی اکبر هنرور. سربلند و برقرار باشی.

کلیله و دمنه – قسمت 128

سلام،صبح بخیرو شادکامی. پادشاه ِکامگار آن باشد که تدبیرِ کارها پیش از فوتِ فرصت و عدم مُکنت بفرماید،و ضربتِ شمشیرِ آب دارش خاک از زاد و بُودِ دشمن بر آرد،و شعله عزم جهانسوزش دود از خان و مان خصم بآسمان رساند. (کلیله و دمنه )علی اکبر هنرور سربلند و پیروز باشید.

کلیله و دمنه – قسمت 127

سلام صبح بخیر و نیکی چهار تن همه نیکی ها را گم نمایند:آنکه جور و تهوّر را فضیلت شمرد؛و آنکه به رای خویش مُعْجَب باشد؛و آنکه با دزدان إِلفْ گیرد؛ و آنکه زود در خشم شود و دیر برضا گراید. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی تهوّر= بی باکی مُعْجَب=کسی که… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 127

کلیله و دمنه – قسمت 126

سلام روز عید غدیر بخیر و شادکامی چهار کس را اهلیّتِ اعتماد نتواند بود: دزدی مُقتحِم؛ حشم سِتَنْبَه؛ فحّاشِ آزَرده؛ اندک عقلی نادان. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشی. مقتحم= بی پروا ، کسی که بدون اندیشه به کاری خطرناک اقدام کند حشم= خویشان ، خدمتگزاران ستنبه= تنومند ، بد هیبت