کلیله و دمنه – قسمت 85

سلام صبح بخیر و خوشی و سلامتی چه اگر کسی در همۂ هنرها دعوی پیوندد و از مردمی و مروّتِ بسیار تصلّف جایز شمرد چون وقتِ آزمایش فراز آید هر آینه بر سَنگِ امتحان زرد روی گردد،و انواع چوبها در صورتِ مجانسَت و مساوات ممکن شود،و اگر برنگی بیارایند و در زینتْ تکلّفی فرمایند کمتَر… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 85

کلیله و دمنه – قسمت 84

سلام و درود،صبح بخیر وسلامتی چون در دلِ کسی از دوستِ او شبهتی افتاد باید که زود در پناهِ حزم گریزد و اطراف فراهم گیرد و برفق و مدارا خویشتن نگاه میدارد،اگر آن گمان یقین گردد از بد سگالی و مکیدتِ او بسَلامت ماند،و اگر ظنّْ خطا کند از مراعاتِ جانبِ احتیاط و تیقّظ عیبی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 84

کلیله و دمنه – قسمت 83

سلام،بامدادان خوش و نیکو گفته اند«خرد بِهْ که مَردی» که یک کس اگر چه توانا و دلیر باشد ودر روی مصافی رَود ده تن را،یا غایتِ آن بیست را،بیش نتواند زد.امّا مردِ با غورِ دانا بیک فکرتْ مُلکی پریشان گرداند و لشکری گران ولایتی آبادان را درهم زند و زیر و زبر کند.و آتش با… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 83

کلیله و دمنه – قسمت 82

سلام و صد درود،صبح بخیر و سلامتی درویشی اصلِ بلاها،و داعیِ دشمنایگی خلق و،ربایندۂ شرم و مروّت و،زایل کنندۂ زور و حمّیت و،مجمعِ شرّ و آفت است،و هر که بدان درماند چاره نشناسد از آنکه حجابِ حیا از میان برگیرد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشی. داعی=دعوت کننده (عکس گوشه ای از… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 82

کلیله و دمنه – قسمت 81

سلام صبح بخیر و خوشی یکی از معونتِ بر خرسندی وآرامشِ نفس در نوایبْ دیدارِ برادران است و مفاوضتِ ایشان در آنچه بصبر و تسلّی پیوندد و فراغ و رهایش را متضمّن باشد، که چون کسی در سخنِ هجر افتاد حریمِ دلِ او غمْ را مُباح گردد و بصر و بصیرتْ نقصان پذیرد و رای… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 81

کلیله و دمنه – قسمت 80

سلام،صبح بخیر و نیک روزی و هر کلمتی و عبارتی که توانگری را مدح است درویشی را نکوهش است:اگر درویش دلیر باشد بر حمق حمل افتد،و اگر سخاوت ورزد باسراف و تبذیر منسوب شود،و اگر در اظهارِ حلم کوشد آن را ضعف شمرند،وگربوقار گراید کاهل نماید،و اگر زبان آوری و فصاحت نماید بسیار گوی نام… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 80

کلیله و دمنه – قسمت 79

سلام صبح بخیر و سلامتی عاقلْ را از حُطامِ این دنیا بکَفافْ خرسند باید بود،و بدان قَدَر که حاجاتِ نفسانی فرو نمانَد قانع گشت،و آن نیک اندکست،قوُتی و مسکنی، چه اگر همۂ دنیا جمله یک تن را بخشند فایده همین باشد که حوایجْ بدان مدفوع گردد، و هر چه از آن بگذرد از انواعِ نعمت… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 79

کلیله و دمنه – قسمت 78

سلام،صبح بخیر و شادکامی صاحبْ مروّت اگر چه اندک بضاعت باشد همیشه گرامی وعزیزْ روزگار گذارد، چون شیر که در همه جایْ مهابتِ او نقصان نپذیرد اگر چه بسته و در صندوق دیده شود و باز توانگرِ قاصرْ همّت ذلیل نماید،چون سگ که بهمه جای خوار باشد اگر چه بطوق و خِلخالِ مرصّع آراسته گردد.… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 78

کلیله و دمنه – قسمت 77

سلام و صد درود،صبح بخیر و سلامتی مقدّمۂ همۂ بلاها و پیش آهنگِ همۂ آفتها طمع است، و کلّیِ رنج و تَبِعتِ اهل عالَم بدان بینهایت است،که حرصْ ایشان را عنان گرفته می گرداند ، چنانکه اشترِ ماده را کودکِ خُرد بهر جانب می کشد.انواعِ هول وخطر مؤونتِ حضر و مشقّتِ سفر برای دنگانه بر… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 77

کلیله و دمنه – قسمت 76

سلام،بامدادان نیکو بسیار باشد که شرم و مروّت از اظهارِ عجز و احتیاج مانع می آید و فرطِ اضطرار بر خیانتْ مُحَرّضْ، تا دستْ بمالِ مردمان دراز کند،اگر چه همه عمر از آن محترز بوده است. و علما گویند«وصمتِ گنگی بهتر از بیانِ دروغ و،سِمَتِ کُند زفانی أَولِی تر از فصاحتِ بفحش و،مذّلتِ درویشی نیکوتر… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 76