کلیله و دمنه – قسمت 67

سلام صبح جمعه بخیر و شادی امّا مفتاح همۂ اغراض کتمانِ اسرار است و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هر آینه از شیاعت مصون ماند، و باز آنکه بگوش سوُّمی رسید بی شبهت در افواه افتد،و بیش انکارِ آن صورت نبندد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور روزگارت خوش،سربلند و سرفراز باشی. شیاعت=شایع… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 67

کلیله و دمنه – قسمت 52

سلام صبح بخیر و سلامتی و نشاید که پادشادهْ خردمندان را بخمولِ أَسلاف فروگذارد و بی هنران را بوسائلِ موروث، بی هنرِ مکتَسَب،اصطناع فرماید بل که تربیتِ پادشاه بر قدرِ منفعت باید که در صلاح مُلک از هر یک بیند، چه اگر بی هنران خدمتِ اسلاف را وسیلتِ سعادت سازند خَلل بکارها راه یابد و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 52

کلیله و دمنه – قسمت 53

سلام صبح بخیر، عید سعید فطر بر شما و خانواده محترم مبارک هر که نفسِ شریف دارد خویشتن را از محلّ وضیع بمنزلت رفیع می رساند،و هر کرا رایِ ضعیف و عقل سخیف است از درجتِ عالی برتبتِ خامل گراید.و بَرْرفتن بر درجاتِ شرف بسیار مؤونتست و فرو آمدن از مراتبِ عزّ اندکْ عوارض،چه سنگِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 53

کلیله و دمنه – قسمت 54

سلام صبح بخیر و نیکی خردمند چون عِنانِ اختیار بدست آورد و دواعیِ اضطرار زایل گردانید در مفارقتِ دشمن مُسَارَعت فرض شناسد،و مثلاً لحظتی تأخیر و توقّف و تأنّی و تردّد جایز نشمرد؛ هر چند از جانبِ خویش سراسر ثبات و وقار مشاهده کند از جانبِ خصم آن در وهم نیارد، و هرآینه از وی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 54

کلیله و دمنه – قسمت 39

سلام صبح بخیر و خرمی و نادان ترِ مردمان اوست که مخدومْ را بی حاجت در کارزار افکند، و خردمندان در حالِ قوّت و استیلا و قدرت و استعلاء از جنگْ چون خرچنگ پس خزیده اند،واز بیدار کردنِ فتنه و تعرّضِ مخاطره و تحرّز و تجنّب واجب دیده اند،که وزیرْ چون پادشاه را بر جنگ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 39

کلیله و دمنه – قسمت 40

سلام صبح بخیر و نیکی. گویند که« در قولِ بی عمل و منظرِ بی مخبر و مالِ بی خرد و دوستیِ بی وفا و علمِ بی صلاح و صدقۂ بی نیّت و زندگانی بی امن و صحّتْ فایده ای بیشتر نتواند بود». (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید. مخبر=خبر رسان، دهنده

کلیله و دمنه – قسمت 41

سلام صبح بخیر و سلامتی حکما گویند که دوستی میان ابرار و مصلحان زود استحکام پذیرد و دیر منقطع گردد، چون آوندی که از زرِ پاک کنند،دیرشکند و زود راست شود، و باز میانِ مفسدان و اشرار دیر مؤکّد گردد و زود فتور بدو راه یابد،چون آوندِ سفالین که زودشکند و هرگز مرمّت نپذیرد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 41

کلیله و دمنه – قسمت 42

سلام بامدادان نیکو و خوش ومَثَلِ کینه در سینه مادام که مهیّجی نباشد چون انگِشتِ افروختۂ بي هیزم است،اگر چه حالي اثري ظاهر نگرداند چندانکه بهانه اي یافت و علّتي دید بر آن مثال که آتش در خَف افتد فروغ خشم بالا گیرد و جهاني را بسوزد و دودِ آن بسیار دماغهای تر را خشک… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 42

کلیله و دمنه – قسمت 43

سلام صبح بخیر و نیکی و هرآینه آن کس که زشتیِ چیزی بشناخت اگر خویشتن در آن افگندنشانۂ تیرِ ملامت شود،چنانکه دو مرد در چاهی افتند یکی بینا و دیگر نابینا؛اگر چه هلاک میانِ هر دو مشترکست امّا عذرِ نابینا بنزدیکِ اهل خرد و بصارت مقبول تر باشد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. سربلند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 43

کلیله و دمنه – قسمت 28

سلام،صبح بخیر و خوشی خردمندان را با شَش کس آشنائی نتواند بود: یکی آنکه مشورت با کسی کند که از پیرایۂ علم عاطل است؛و خُرد حوصله ای که از کارهایِ شایگانی تنگ آید؛و دروغْ زَنی که به رأی خود اِعجاب نماید؛و حریصی که مالْ را بر نفسْ ترجیح نهد؛ و ضعیفی که سفرِ دوردست اختیار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 28