سلام صبح بخیر و خرمی
و نادان ترِ مردمان اوست که مخدومْ را بی حاجت در کارزار افکند، و خردمندان در حالِ قوّت و استیلا و قدرت و استعلاء از جنگْ چون خرچنگ پس خزیده اند،واز بیدار کردنِ فتنه و تعرّضِ مخاطره و تحرّز و تجنّب واجب دیده اند،که وزیرْ چون پادشاه را بر جنگ تحریض نماید در کاری که بصلح و رِفقْ تدارک پذیرد برهانِ حمق و غَباوتْ بنموده باشد، و حجّتِ ابلهی و خیانتْ سیر گواه کرده. و پوشیده نماند که رای در رتبت بر شجاعت مقدّم است ، که کارهای شمشیر به رای بتوان گزارد و آنچه به رای دست دهد شمشیرْ دو اسپه در گَردِ آن نرسد.
استعلاء=برتری جستن~بلندی و رفعت
تحرّز=خودداری کردن
تجنّب=دوری جستن
تحریض=برانگیختن ،به شوق آوردن
رِفقْ=مدارا کردن
غباوت=کند ذهن و ابله شدن