کلیله و دمنه – قسمت 100

سلام صبح بخیر و نیکی دوستانِ گزیده و مُعینانِ شایسته را بدست آوردن نافعْ تر ذَخیرتی و مُرْبِح تر تجارتی باید پنداشت. و اگر کسی را هر دو طرف ممهَّد شود، که هم دوستان را عزیز و شاکر تواند داشت و هم دشمنانِ غدّار و مخالفانِ مکّار دامن در تواند چید، بکمالِ مراد و نهایتِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 100

کلیله و دمنه – قسمت 69

سلام صبح بخیر و نیکی هیچ چیز ضایع تر از دوستیِ کسی نیست که در میدانِ کرم پیاده و در لافگهِ وفا سرافگنده باشد، و همچنان نیکُوِی کردن بجای کسی که در مذهبِ خود اهمالِ حقّ و نسیانِ شکر جایز شمرَد و پند دادن آن را که نه در گوش گذارد و نه دردل جای… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 69

کلیله و دمنه – قسمت 85

سلام صبح بخیر و خوشی و سلامتی چه اگر کسی در همۂ هنرها دعوی پیوندد و از مردمی و مروّتِ بسیار تصلّف جایز شمرد چون وقتِ آزمایش فراز آید هر آینه بر سَنگِ امتحان زرد روی گردد،و انواع چوبها در صورتِ مجانسَت و مساوات ممکن شود،و اگر برنگی بیارایند و در زینتْ تکلّفی فرمایند کمتَر… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 85

کلیله و دمنه – قسمت 101

سلام صبح بخیر و بهروزی جهان داری را منزلتِ شریف و درجتِ عالی است. و بَدان مَحلّ بکوشش و آرزو نتوان رسید و جُز به اتّفاقاتِ نیک ومُسَاعدتِ سَعادت بدست نیاید. و چون میسّر شد آن را عزیز باید داشت و در ضبط و حفظِ آن جدّ و مبالغت باید نمود . و حالی بصواب… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 101

کلیله و دمنه – قسمت 54

سلام صبح بخیر و نیکی خردمند چون عِنانِ اختیار بدست آورد و دواعیِ اضطرار زایل گردانید در مفارقتِ دشمن مُسَارَعت فرض شناسد،و مثلاً لحظتی تأخیر و توقّف و تأنّی و تردّد جایز نشمرد؛ هر چند از جانبِ خویش سراسر ثبات و وقار مشاهده کند از جانبِ خصم آن در وهم نیارد، و هرآینه از وی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 54

کلیله و دمنه – قسمت 55

سلام صبح بخیر و نیکی و هر که بمحلّ رفیع رسید اگر چه چون گُلْ کوتاه زندگانی باشد،عقلا آن را عمرِ دراز شمرند بحُسنِ آثار و طیبِ ذکر،و آنکه بخمول راضی گردد اگر چه چون برگِ سرو دیر پاید بنزدیکِ اهل فضل و مروّت وزنی نیارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 55

کلیله و دمنه – قسمت 56

سلام صبح بخیر،روز و روزگار خوش مال بی تجارت و علم بی مذاکرت و ملک بی سیاست پایدار نباشد دستِ زمانه یارۂ شاهی نیفگند در بازُوِئی که نکشیده ست بارِ تیغ (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی. یاره= طوق

کلیله و دمنه – قسمت 57

سلام صبح روز سه شنبه بخیر و سلامتی هرکرا سعادتِ ازلی یار باشد مُناصحت مُخلصان و موعظتِ مشفقان را عزیز دارد و در کارها پیش از تأمّل و تدبّر خوض نکند و موضع حزم و احتیاط را ضایع نگذارد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. خوض=درفکر فرورفتن~فرورفتن در آب مناصحت=همدیگر را نصیحت کردن سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 57

کلیله و دمنه – قسمت 58

سلام صبح چهارشنبه بخیر و نیکی خردمند اگر چه بزوُر وقوّتِ خویش ثِقّتِ تمام دارد تعرّضِ عداوت و مناقشت جایز نشمرد،و تکیه بر عُدّت وشوکتِ خویش روا نبیند.و هر که تَریاک و انواع داروها بدست آرد باعتمادِ آن بر زهر خوردن اقدام ننماید. (کلیله ودمنه)علی اکبر هنرور. عُدّت= ساز و برگ جنگ سربلند و برقرار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 58

کلیله و دمنه – قسمت 59

سلام صبح پنجشنبه بخیر و خوشی پادشاهانِ خردمند بسیار کس را که با ایشان إِلفِْ بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص نزدیک گردانند؛و باز کساني را که دوست دارند بسببِ جهل و خیانت از خود دور کنند،چنانکه داروهای زُفتِ ناخوش برای فایده و منفعت،نه بآرزو و شهوت،خوش بخورند،و انگشت که زینت دست است و آلتِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 59