مرزبان نامه – قسمت 15

سلام،صبح بخیر و نیکی اگر صد یکی از آنک که دنیا با تو میکند،روزی از دوستی بینی که مخلص باشد،او را با دشمنِ صد ساله برابر داری . بینی که دیدۂ خطا بینِ ترا غطایِ دوستی او چگونه حجاب میکند که این معانی با این همه روشنی، ازو ادراک نمیکنی و سمعِ باطل شنو را… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 15

مرزبان نامه – قسمت 16

سلام صبح آدینه بخیر و نیکی بدانک ترا عقل بر هفت ولایتِ تن امیرست و حسّ مُعین عقل و شهوت خادمِ تن؛ مگذار که هیچ یک قدم از مقامِ خویش فراتر نهند.نگه دار مُعینِ عقل را تا اعانتِ شهوت نکند و خادمِ تو امیرِ تو نگردد و بدانک زخارف و زهراتِ دنیا اگر چه سخت… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 16

مرزبان نامه – قسمت 1

سلام،صبح روزشنبه بخیر و سلامتی بر دوستان قدیم که در نیک و بد احوال تجربت خصال ایشان رفته باشد، بیگانگان را مگزین که گفته‌اند دیو آزموده به از مردم ناآزموده. (مرزبان نامه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید.

مرزبان نامه – قسمت 17

سلام،بامدادان نیکو بدان ای ملک که ایزد،تَعالی’، ترا راعیِ رعیت و مراعیِ مصالح ایشان کردست،ازیشان بتیغ ستدن و بتازیانه بخشیدن و از آن تَرک کلاه وطَرَفِ کمر آراستن موروثِ دو وبال و موجبِ دو نکالست یکی سفالتِ سائلی،چنانک گفته‌اند: خواستن کُدْیَه است،خواهی عُشر خوان خواهی خراج زانک گرصد نام خوانی،یک حقیقت را رواست چون گدائی… ادامه خواندن مرزبان نامه – قسمت 17