کلیله و دمنه – قسمت 57

سلام صبح روز سه شنبه بخیر و سلامتی هرکرا سعادتِ ازلی یار باشد مُناصحت مُخلصان و موعظتِ مشفقان را عزیز دارد و در کارها پیش از تأمّل و تدبّر خوض نکند و موضع حزم و احتیاط را ضایع نگذارد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. خوض=درفکر فرورفتن~فرورفتن در آب مناصحت=همدیگر را نصیحت کردن سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 57

کلیله و دمنه – قسمت 58

سلام صبح چهارشنبه بخیر و نیکی خردمند اگر چه بزوُر وقوّتِ خویش ثِقّتِ تمام دارد تعرّضِ عداوت و مناقشت جایز نشمرد،و تکیه بر عُدّت وشوکتِ خویش روا نبیند.و هر که تَریاک و انواع داروها بدست آرد باعتمادِ آن بر زهر خوردن اقدام ننماید. (کلیله ودمنه)علی اکبر هنرور. عُدّت= ساز و برگ جنگ سربلند و برقرار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 58

کلیله و دمنه – قسمت 59

سلام صبح پنجشنبه بخیر و خوشی پادشاهانِ خردمند بسیار کس را که با ایشان إِلفِْ بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص نزدیک گردانند؛و باز کساني را که دوست دارند بسببِ جهل و خیانت از خود دور کنند،چنانکه داروهای زُفتِ ناخوش برای فایده و منفعت،نه بآرزو و شهوت،خوش بخورند،و انگشت که زینت دست است و آلتِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 59

کلیله و دمنه – قسمت 60

سلام ،صبح جمعه بخیر و خرّمی هر سخن که از زندانِ دهان جَست و هر تیر که از قبضۂ کمان پرید, پوشانیدنِ آن سخن و باز آوردنِ آن تیر بیشْ دست ندهد.و مهابتِ خامشي،ملوک را پیرایه اي نفیس است. چنان از سخن در دلت دار راز که گر دل بجوید نیابَدْشْ باز (کلیله و دمنه)علی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 60

کلیله و دمنه – قسمت 29

سلام و صد سلام ، بامدادان نیکو. گفته اند که آفتِ عقل تصلُّف است،و آفت مروّت چُربک،و آفتِ دلِ ضعیف آوازِ قوی.در بعضی امثال دلیل است که بهر آوازِ بلندوجُثّه قوی التفات نشاید نمود. (کلیله ودمنه).علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشید. تصلُّف= لاف زدن چُربک=دروغ -بهتان

کلیله و دمنه – قسمت 45

سلام صبح بخیر و شادکامی چون خوره در دندان جای گرفت از دردِ او شفا نباشد مگر بقلع؛ و طعامي که معده از هضم و قبولِ آن امتناع نمود و بغَثَیان و تهوُّع کشید از رنجِ او خلاص صورت نبندد مگر بقَذْفْ؛ و دشمن که بمدارا و ملاطفت بدست نیاید و تمرّد او بتودّدْ زیادت… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 45

کلیله و دمنه – قسمت 30

سلام صبح بخیر و نیکی التفاتِ رایِ پادشاهان آن نیکوتر که بمحاسنِ ذاتِ چاکران افتد نه بتجمّل و استظهار و تموٍلِ بسیار،چه تجمّل خدمتگارْ بنزدیکِ پادشاهْ عقل و کیاست است و استظهارْ علم و کفایت؛و اسبابِ ظاهر در چشمِ اصحابِ بصیرت و دلِ اربابِ بصارت وزنی نیارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 30

کلیله و دمنه – قسمت 46

سلام صبح بخیر و نیکی گویند که بطي در آبْ روشنائیِ ستاره مي دید،پنداشت که ماهي است،قصدي مي کرد تا بگیرد و هیچ نمي یافت،چون بارها بیازمود و حاصلي ندید فروگذاشت.دیگر روز هرگاه که ماهي بدیدي گمان بُردی که همان روشنائي است قصدي نپیوستي.و ثمرتِ این تجربت آن بُود که همه روز گرسنه بمانْد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 46

کلیله و دمنه – قسمت 31

سلام،صبح بخیر و نیکبختی عاجز ترِ ملوک آنست که از عواقبِ کارها غافل باشد ومهمّاتِ ملک را خوار دارد،و هرگاه که حادثۂ بزرگ افتد و کارِ دشوار پیش آید موضِع حَزْم و احتیاط را مهمل گذارد،وچون فرصت فایت گشت و خصم استیلا یافت نزدیکانِ خود را متّهم گرداند و بهر یک حوالت کردن گیرد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 31

کلیله و دمنه – قسمت 47

سلام صبح بخیر و نیکی بوزنه ای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را می بُرید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشترکوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر بحاجتی برخاست ، بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود،أُنْثَیَیْنِ او در شکافِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 47