سلام صبح بخیر و خوشی و بی هنران در تقبیحِ حالِ اهل هنر چندان مبالغت نمایند که حرکات و سکنات او را در لباسِ دنائَت بیرون آرند،و در صورتِ جنایت و کسوتِ خیانت بمخدوم نمایند،و همان هنر را که او دالّتِ سعادت شمرد مادَّتِ شقاوت گردانند. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 65
یادداشت ها
کلیله و دمنه – قسمت 64
سلام، صبح بخیر و نیکی خصمِ أَمائِلْ ،فرومایگان وأَراذِل باشند و بحکمِ انبوهی غلبه کنند،چه دون و سفله بیشتر یافته شود.و لئیم را از دیدار کریم و،نادان را از مجالستِ دانا و،احمق را از مصاحبتِ زیرک ملاْلت افزاید. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور. سربلند و برقرار باشید. أَمائِل= نیکوکاران~برگزیدگان
کلیله و دمنه – قسمت 63
سلام، صبح بخیرروز و روزگار خوش کریم به یکساعته دیدار و یک روزه معرفتْ انواعِ دل جوئي و شفقت واجب دارد،دوستی و بذاذري را بغایتِ لطف و نهایتِ یگانگی رساند ؛ و باز لئیم را اگر چه صحبت و محبّت قدیم مؤکّد باشد ازُو ملاطفتْ چشم نتوان داشت،مگر در یوبۂ امید و هراسِ بیم باشد.… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 63
کلیله و دمنه – قسمت 62
سلام صبح بخیر و شادکامی یکی از سَکَراتِ مَلِک آنست که همیشه خائنان را بجمالِ رضا آراسته دارد و ناصحان را بربالِ سخطْ مأْخوذ.و علما گویند که«در قعرِ دریا با بند غوطه خوردن و،در مستیْ لبِ مارِ دُم بریده مکیدن خطر است،واز آن هایل تر و مخوف ترْ خدمت و قربت سلاطین. (کلیله و دمنه)… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 62
کلیله و دمنه – قسمت 61
سلام،صبح شنبه بخیر و شادکامی و هر که از آتش بستر سازد و از مار بالین کند خوابِ او مهنّا نباشد،واز آسایشِ آن لذّتي نیابد.فایدۂ سَدادِ رای و غَزارتِ عقل آنست که چون از دوستان دشمنی بیند و از خدمتگاران نَخْوتِ مهتری مشاهدت کند در حالْ اطرافِ کارِ خودفراهم گیرد،و دامن از ایشان در چیند.… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 61
کلیله و دمنه – قسمت 60
سلام ،صبح جمعه بخیر و خرّمی هر سخن که از زندانِ دهان جَست و هر تیر که از قبضۂ کمان پرید, پوشانیدنِ آن سخن و باز آوردنِ آن تیر بیشْ دست ندهد.و مهابتِ خامشي،ملوک را پیرایه اي نفیس است. چنان از سخن در دلت دار راز که گر دل بجوید نیابَدْشْ باز (کلیله و دمنه)علی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 60
کلیله و دمنه – قسمت 59
سلام صبح پنجشنبه بخیر و خوشی پادشاهانِ خردمند بسیار کس را که با ایشان إِلفِْ بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص نزدیک گردانند؛و باز کساني را که دوست دارند بسببِ جهل و خیانت از خود دور کنند،چنانکه داروهای زُفتِ ناخوش برای فایده و منفعت،نه بآرزو و شهوت،خوش بخورند،و انگشت که زینت دست است و آلتِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 59
کلیله و دمنه – قسمت 58
سلام صبح چهارشنبه بخیر و نیکی خردمند اگر چه بزوُر وقوّتِ خویش ثِقّتِ تمام دارد تعرّضِ عداوت و مناقشت جایز نشمرد،و تکیه بر عُدّت وشوکتِ خویش روا نبیند.و هر که تَریاک و انواع داروها بدست آرد باعتمادِ آن بر زهر خوردن اقدام ننماید. (کلیله ودمنه)علی اکبر هنرور. عُدّت= ساز و برگ جنگ سربلند و برقرار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 58
کلیله و دمنه – قسمت 57
سلام صبح روز سه شنبه بخیر و سلامتی هرکرا سعادتِ ازلی یار باشد مُناصحت مُخلصان و موعظتِ مشفقان را عزیز دارد و در کارها پیش از تأمّل و تدبّر خوض نکند و موضع حزم و احتیاط را ضایع نگذارد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. خوض=درفکر فرورفتن~فرورفتن در آب مناصحت=همدیگر را نصیحت کردن سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 57
کلیله و دمنه – قسمت 56
سلام صبح بخیر،روز و روزگار خوش مال بی تجارت و علم بی مذاکرت و ملک بی سیاست پایدار نباشد دستِ زمانه یارۂ شاهی نیفگند در بازُوِئی که نکشیده ست بارِ تیغ (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی. یاره= طوق