کلیله و دمنه – قسمت 54

سلام صبح بخیر و نیکی خردمند چون عِنانِ اختیار بدست آورد و دواعیِ اضطرار زایل گردانید در مفارقتِ دشمن مُسَارَعت فرض شناسد،و مثلاً لحظتی تأخیر و توقّف و تأنّی و تردّد جایز نشمرد؛ هر چند از جانبِ خویش سراسر ثبات و وقار مشاهده کند از جانبِ خصم آن در وهم نیارد، و هرآینه از وی… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 54

کلیله و دمنه – قسمت 55

سلام صبح بخیر و نیکی و هر که بمحلّ رفیع رسید اگر چه چون گُلْ کوتاه زندگانی باشد،عقلا آن را عمرِ دراز شمرند بحُسنِ آثار و طیبِ ذکر،و آنکه بخمول راضی گردد اگر چه چون برگِ سرو دیر پاید بنزدیکِ اهل فضل و مروّت وزنی نیارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 55

کلیله و دمنه – قسمت 56

سلام صبح بخیر،روز و روزگار خوش مال بی تجارت و علم بی مذاکرت و ملک بی سیاست پایدار نباشد دستِ زمانه یارۂ شاهی نیفگند در بازُوِئی که نکشیده ست بارِ تیغ (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشی. یاره= طوق

کلیله و دمنه – قسمت 57

سلام صبح روز سه شنبه بخیر و سلامتی هرکرا سعادتِ ازلی یار باشد مُناصحت مُخلصان و موعظتِ مشفقان را عزیز دارد و در کارها پیش از تأمّل و تدبّر خوض نکند و موضع حزم و احتیاط را ضایع نگذارد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. خوض=درفکر فرورفتن~فرورفتن در آب مناصحت=همدیگر را نصیحت کردن سربلند و سرفراز… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 57

کلیله و دمنه – قسمت 42

سلام بامدادان نیکو و خوش ومَثَلِ کینه در سینه مادام که مهیّجی نباشد چون انگِشتِ افروختۂ بي هیزم است،اگر چه حالي اثري ظاهر نگرداند چندانکه بهانه اي یافت و علّتي دید بر آن مثال که آتش در خَف افتد فروغ خشم بالا گیرد و جهاني را بسوزد و دودِ آن بسیار دماغهای تر را خشک… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 42

کلیله و دمنه – قسمت 43

سلام صبح بخیر و نیکی و هرآینه آن کس که زشتیِ چیزی بشناخت اگر خویشتن در آن افگندنشانۂ تیرِ ملامت شود،چنانکه دو مرد در چاهی افتند یکی بینا و دیگر نابینا؛اگر چه هلاک میانِ هر دو مشترکست امّا عذرِ نابینا بنزدیکِ اهل خرد و بصارت مقبول تر باشد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. سربلند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 43

کلیله و دمنه – قسمت 28

سلام،صبح بخیر و خوشی خردمندان را با شَش کس آشنائی نتواند بود: یکی آنکه مشورت با کسی کند که از پیرایۂ علم عاطل است؛و خُرد حوصله ای که از کارهایِ شایگانی تنگ آید؛و دروغْ زَنی که به رأی خود اِعجاب نماید؛و حریصی که مالْ را بر نفسْ ترجیح نهد؛ و ضعیفی که سفرِ دوردست اختیار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 28

کلیله و دمنه – قسمت 44

سلام صبح بخیر،روز وروزگارت سرشار از سلامتی،شادی و موفقیت. هنر خود هر گز پنهان نماند،چون نسیمِ مشک که بهیچ تأَویل نتوان پوشانید و هر چند در مستور داشتنِ آن جدّ رود آخرْ راهْ جوید و جهان معطر گرداند. بد تُوان از خلق مُتْواری شدن،پس برملا مشعله در دست و مُشک اندر گریبان داشتن (کلیله و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 44

کلیله و دمنه – قسمت 29

سلام و صد سلام ، بامدادان نیکو. گفته اند که آفتِ عقل تصلُّف است،و آفت مروّت چُربک،و آفتِ دلِ ضعیف آوازِ قوی.در بعضی امثال دلیل است که بهر آوازِ بلندوجُثّه قوی التفات نشاید نمود. (کلیله ودمنه).علی اکبر هنرور. سربلند و سرفراز باشید. تصلُّف= لاف زدن چُربک=دروغ -بهتان

کلیله و دمنه – قسمت 45

سلام صبح بخیر و شادکامی چون خوره در دندان جای گرفت از دردِ او شفا نباشد مگر بقلع؛ و طعامي که معده از هضم و قبولِ آن امتناع نمود و بغَثَیان و تهوُّع کشید از رنجِ او خلاص صورت نبندد مگر بقَذْفْ؛ و دشمن که بمدارا و ملاطفت بدست نیاید و تمرّد او بتودّدْ زیادت… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 45