کلیله و دمنه – قسمت 47

سلام صبح بخیر و نیکی بوزنه ای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را می بُرید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشترکوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر بحاجتی برخاست ، بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود،أُنْثَیَیْنِ او در شکافِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 47

کلیله و دمنه – قسمت 46

سلام صبح بخیر و نیکی گویند که بطي در آبْ روشنائیِ ستاره مي دید،پنداشت که ماهي است،قصدي مي کرد تا بگیرد و هیچ نمي یافت،چون بارها بیازمود و حاصلي ندید فروگذاشت.دیگر روز هرگاه که ماهي بدیدي گمان بُردی که همان روشنائي است قصدي نپیوستي.و ثمرتِ این تجربت آن بُود که همه روز گرسنه بمانْد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 46

کلیله و دمنه – قسمت 45

سلام صبح بخیر و شادکامی چون خوره در دندان جای گرفت از دردِ او شفا نباشد مگر بقلع؛ و طعامي که معده از هضم و قبولِ آن امتناع نمود و بغَثَیان و تهوُّع کشید از رنجِ او خلاص صورت نبندد مگر بقَذْفْ؛ و دشمن که بمدارا و ملاطفت بدست نیاید و تمرّد او بتودّدْ زیادت… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 45

کلیله و دمنه – قسمت 44

سلام صبح بخیر،روز وروزگارت سرشار از سلامتی،شادی و موفقیت. هنر خود هر گز پنهان نماند،چون نسیمِ مشک که بهیچ تأَویل نتوان پوشانید و هر چند در مستور داشتنِ آن جدّ رود آخرْ راهْ جوید و جهان معطر گرداند. بد تُوان از خلق مُتْواری شدن،پس برملا مشعله در دست و مُشک اندر گریبان داشتن (کلیله و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 44

کلیله و دمنه – قسمت 43

سلام صبح بخیر و نیکی و هرآینه آن کس که زشتیِ چیزی بشناخت اگر خویشتن در آن افگندنشانۂ تیرِ ملامت شود،چنانکه دو مرد در چاهی افتند یکی بینا و دیگر نابینا؛اگر چه هلاک میانِ هر دو مشترکست امّا عذرِ نابینا بنزدیکِ اهل خرد و بصارت مقبول تر باشد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. سربلند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 43

کلیله و دمنه – قسمت 42

سلام بامدادان نیکو و خوش ومَثَلِ کینه در سینه مادام که مهیّجی نباشد چون انگِشتِ افروختۂ بي هیزم است،اگر چه حالي اثري ظاهر نگرداند چندانکه بهانه اي یافت و علّتي دید بر آن مثال که آتش در خَف افتد فروغ خشم بالا گیرد و جهاني را بسوزد و دودِ آن بسیار دماغهای تر را خشک… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 42

کلیله و دمنه – قسمت 41

سلام صبح بخیر و سلامتی حکما گویند که دوستی میان ابرار و مصلحان زود استحکام پذیرد و دیر منقطع گردد، چون آوندی که از زرِ پاک کنند،دیرشکند و زود راست شود، و باز میانِ مفسدان و اشرار دیر مؤکّد گردد و زود فتور بدو راه یابد،چون آوندِ سفالین که زودشکند و هرگز مرمّت نپذیرد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 41

کلیله و دمنه – قسمت 40

سلام صبح بخیر و نیکی. گویند که« در قولِ بی عمل و منظرِ بی مخبر و مالِ بی خرد و دوستیِ بی وفا و علمِ بی صلاح و صدقۂ بی نیّت و زندگانی بی امن و صحّتْ فایده ای بیشتر نتواند بود». (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید. مخبر=خبر رسان، دهنده

کلیله و دمنه – قسمت 22

سلام،صبح روز شنبه بخیر و سلامتی و شادکامی. حسدِ حاسدان در حقَّ اربابِ هُنَر و کفایتْ رسمی مألوف وعادتی مستمِرّ است و بسته گردانیدن آن طریقْ متعذّر. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید. متعذّر= عذر آورندهسختدشوار

کلیله و دمنه – قسمت 21

سلام صبح آدینه بخیر و شادکامی پادشاهان اگر اخلاقِ خود را بحلم و دیانت آراسته نگردانند بیک درشت خُوئی جهانی خَراب شود و خَلقی آزرده و نَفُور گردند،و بسی جانها و مالها در معرضِ هلاک و تفرقه افتد. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور سلامت و سرخوش باشید. نفور= رمنده ، دور شونده ، نفرت کننده