سلام صبح بخیر و نیکی التفاتِ رایِ پادشاهان آن نیکوتر که بمحاسنِ ذاتِ چاکران افتد نه بتجمّل و استظهار و تموٍلِ بسیار،چه تجمّل خدمتگارْ بنزدیکِ پادشاهْ عقل و کیاست است و استظهارْ علم و کفایت؛و اسبابِ ظاهر در چشمِ اصحابِ بصیرت و دلِ اربابِ بصارت وزنی نیارد. (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 30
دسته: کلیله و دمنه
کلیله و دمنه – قسمت 46
سلام صبح بخیر و نیکی گویند که بطي در آبْ روشنائیِ ستاره مي دید،پنداشت که ماهي است،قصدي مي کرد تا بگیرد و هیچ نمي یافت،چون بارها بیازمود و حاصلي ندید فروگذاشت.دیگر روز هرگاه که ماهي بدیدي گمان بُردی که همان روشنائي است قصدي نپیوستي.و ثمرتِ این تجربت آن بُود که همه روز گرسنه بمانْد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 46
کلیله و دمنه – قسمت 31
سلام،صبح بخیر و نیکبختی عاجز ترِ ملوک آنست که از عواقبِ کارها غافل باشد ومهمّاتِ ملک را خوار دارد،و هرگاه که حادثۂ بزرگ افتد و کارِ دشوار پیش آید موضِع حَزْم و احتیاط را مهمل گذارد،وچون فرصت فایت گشت و خصم استیلا یافت نزدیکانِ خود را متّهم گرداند و بهر یک حوالت کردن گیرد. (کلیله… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 31
کلیله و دمنه – قسمت 47
سلام صبح بخیر و نیکی بوزنه ای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را می بُرید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشترکوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر بحاجتی برخاست ، بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود،أُنْثَیَیْنِ او در شکافِ… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 47
کلیله و دمنه – قسمت 32
سلام،صبح بخیر و شادکامی و سلامتی چون مرد ْ دانا و توانا باشد مباشرتِ کار بزرگ و حمل بارِ گران او را رنجور نگرداند،صاحب ْ همَّتِ روشن رای را کسبْ کمْ نیاید،و عاقل را تنهائی و غربت زیان ندارد.
کلیله و دمنه – قسمت 33
سلام ، صبح بخیر و نیکی از عاداتِ روزگارْ مالِش اکابر و پرورشِ اراذلْ معهود است،و هیچ زیرک آن را مُحال و مستنکر نشمرد،و هر گاه که لئیمی در معرِضِ وَجاهت افتاد نکبتِ کریمی توقّع باید کرد (کلیله و دمنه) علی اکبر هنرور سربلند و سرفراز باشید. مالش=پست کردن و ضعیف کردن کسی از راه… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 33
کلیله و دمنه – قسمت 34
سلام،صبح بخیر و سلامتی آبِ کاریز و جوی چندان خوش است که بدریا نرسیده است، و صلاح اهلِ بیت آن قَدَر برقرار است که شِرّیرِ دیوْ مردم بدیشان نپیوستست، و شفقتِ بذاذری و لطفِ دوستی چندان باقی است که دو روی فتّان و دوزبانِ نمّام میان ایشان مداخلتی نیافتست. (کلیله و دمنه)علی اکبر هنرور. سربلند… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 34
کلیله و دمنه – قسمت 35
سلام صبح بخیر و نیکی حکما گویند بر سه کاراقدام ننماید مگر نادان:صحبتِ سلطان و،چشیدنِ زهر بگمان و،سرّ گفتنِ با زنان.و علما پادشاه را بکوهِ بلند تشبیه کنند که در او انواع ثِمار و اصناف معادن باشد لکِن مسکن شیر و مار و دیگر مُوذیات که بَر رفتن در وی دشوار است و مقام کردن… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 35
کلیله و دمنه – قسمت 36
سلام صبح بخیر و نیکی و شادکامی صحبتِ عاقل را ملازم باید گرفت اگر چه بعضی از اخلاقِ او در ظاهر نامرضیّ باشد؛و از محاسنِ عقل و خرد اقتباس می باید کرد،و از مقابح آنچه ناپسندیده نماید خویشتن نگاه میداشت؛و از مقاربتِ جاهل بر حَذَر باید بود که سیرتِ او خود جز مذموم صورت نبندد،پس… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 36
کلیله و دمنه – قسمت 37
سلام و درود،صبح بخیر و نیکی پادشاهِ موّفق آنست که تأمُّلِ او از خواتم کارها قاصر نیاید و،نظرِ بصیرتِ او بأواخرِ أَعمالْ محیط گردد و،نَهْمت باختیارِ کم آزادی و ایثارِ نکوکاری مصروف دارد و،سخنِ بندگانِ ناصح را استماع نماید. بد کاستن و نیک فزودن باید زیرا که همی کَشت درُودَن باید نهمت=آرزو~همت و کوشش بسیار… ادامه خواندن کلیله و دمنه – قسمت 37